نقل قول:
سلام شما كه قبلا نظرات شديد تري داشتيد و روح شيطان را بالفعل در روحانيون دولتي ميديد ، حال چه شد كه ان را مشروط به عدم اصلاح كرديد؟ |
دموكراتي كه قادر به پذيرش نقص نسبي و مطلق بشري نباشه و نتونه خودش رو اصلاح بكنه قلابيه! قابليت گذشت و بخشش هم بايد در انسان تاحد توانش نامحدود باشه چرا كه انسان خود بي نياز از چنين موهبتي از سوي خالقش نيست.
دموكرات يعني همين. با معنويت هم سازگاري زيادي داره. خيلي بيشتر از ديكتاتوري.
محيط اطراف هم ثابت نيست و آدم بايد عكس العمل متناسب با شرايط محيط داشته باشه.
وقتي آدم عمل شيطاني ميبينه ميگه شيطاني شدن ولي شيطان بطور مطلق شايد وجود نداشته باشه. شيطاني بودن نسبيه.
ميگن در پيري هر گبري مسلمان ميشود! خب آدم بالاخره تغييرپذيره.
يه سريها هم ميميرن و جديدترها جاشونو ميگيرن. بدلهاي قلابي هم به مرور زنگ ميزنه و ميپوسه و رسوا ميشه. هزارجور احتمال وجود داره. نه؟
شيطانهاي واقعي و نه كساني كه فقط نيش شيطان رو نوش جان كردن، كساني هستن كه درشون نشانهء انعطاف و برگشت پذيري و انصاف و تعمق ديده نشه. خودپرستي و غروري دارن كه دقيقا شبيه شيطانه. يعني وقتي كه راه توبه هم دارن بازگشت نميكنن و به قدرت يا نشئهء روح شيطاني خودشون دلخوشن. انسان معمولي گمراه شده چنين قدرتي نداره و شايد بهتر كه نداره! چون اگر داشت ممكن بود شانس نجات نداشته باشه. بنظر من اين چيزي جز جبر خداوند براي بازگشت مخلوقات بسوي او نيست. بخصوص انسان كه اين بلا سرش اومد و روا نيست براي هميشه مجازات بشه.
كار انسان در اين دنيا تنها دفاع كردن از خود است در راستاي هدف اصلي يعني نجات. ما نه اومديم كه دنيا رو بهشت كنيم نه ميتونيم. ولي وقتي در راستاي درست و با تسليم دربرابر خداوند عمل كنيم بنظرم خيلي چيزها هم ممكنه عوض بشه. هدف مهمه! اگر جاذبه هاي دنيوي باعث تزلزل و خلل در هدف راستين خلقت نشه بنظرم دليلي نداره كه خداوند انسان رو دچار رنجهاي بزرگ بكنه. زندگي دنيوي هم تحت تاثير مسير درست انسان بايد روي خوش بهش نشون بده. چه اشكالي داره؟
مثلا همين فقر. همه ميدونن كه فقر معمولا چيزي جز فساد و بدبختي و گمراهي به ارمغان نمياره. بنظرم گفته هاي بزرگان هم دراينمورد هست.
بعضيا ميگن فقر كه از در بياد، دين و ايمان از پنجره فرار ميكنه!!
در قرآن و داستانهاي ديني از احوال قومهايي كه در خوشي و نعمت ميزيستن هم داريم. حضرت سليمان هم كلي ثروت و قدرت داشته و بهش بد نميگذشته! خوش بحالش! چقدر هم محترمانه و راحت جونش رو گرفت عزراييل.
نقل قول:
خير! اصلاح حقيقي اصلاحي است كه دين در آن لحاظ شده باشد و حكومت لائيك ، گرچه ظاهري حقوق بشري و زيبا دارد ، ولي چون دين را به عنوان يك عنصر مانع از تحقق اين حقوق تلقي ميكند ، نميتواند نسخه خوبي براي بشر و اتوبياي يك اصلاح طلب ديني باشد! |
دموكراسي تنها حكومت ديني و دين حكومتي را نميپذيرد. اين بخش سياسي و حكومتي كه يك بار هم جهان را به همين ورطهء انكار دين و خلقت هم انداخت كه ما ادامهء همان دوران هستيم هميشه دردسر ساز بوده و معلوم نيست سر و تهش كجاست! تقصير پيامبران و ولي دين نباشد تقصير ما هم نيست كه وقتي چيزي معيار درست و اثبات شده ندارد و قابل سوء استفاده است و مشكلاتي بزرگتر از مزاياي خود بوجود مياورد، از اين محدوده به بيرون رانده شده است.
چطور ميخواهيد اين را قبول كنيم بعنوان يك جزء غيرقابل ترديد، درحاليكه خودتان ميدانيد در جهان اسلام و بقيهء اديان هم، آنچنان پايگاه مستحكمي برايش وجود ندارد! آيا همهء آنها كه اين تفسير شما را قبول ندارند جهنمي و دشمن خدا هستند؟
آن ديني كه من باور دارم با لاييك بودن تضاد آنچناني ندارد. حداقل بيشتر از آنچه با لاييك بودن مشكل داشته باشد بنظر ميرسد با دين سياسي به سبك ديكتاتوري مشكل دارد! منكه گفتم اسلام خود را دارم و معتقدم هركس هم اسلام خودش را دارد. ميخواهيد اسمش را هرچه بگذاريد نميدانم ولي اينطورها هم غيرمنطقي نيست.
شما بر باور استواريد و سند كافي نداريد و اين دروغ بزرگ دينفروشان است كه اينها باور نيست.
امروز دين باور است. بر اين اساس نميتواند بيش از حد در حكومت دخالت كند و سرنوشت ديگران را بنا به باور عده اي كه خود را منبع صحيح آن معرفي ميكنند، تعيين كند. اين پارادوكس بوضوح هست!
ميخواهيد چكار كنيد با اين قضيهء باور؟ اگر زماني مردم ۹۹ درصد راي دادند و همه باور داشتند شايد با دموكراسي سازگاري داشت ولي امروز و با افت شديد در اين باورها چه؟
اگر فرضا الان تنها ۳۰ درصد مردم با انزوا و زير تحريمهاي گوناگون بودن موافق باشند مشروعيت را از كجا جور ميكنيد؟ غير از اينست كه همه ماست مالي و حكايت خر در گل مانده را با طناب سرپا نگه داشتن است؟
منهم نگفتم حكومت همين امروز قلب شود! ولي هدف استراتژيك را بايد دايناميك تر در نظر گرفت و انعطاف زيادي داشت تا به مرور به جاي بهتري برسيم.
دموكراتها صلحجو هستند و دنبال خشونت و خونريزي و كار نشدني نيستند. راههاي مختلفي هست. نافرماني مدني. همين باورهاي جديد خودش وقتي جمع شود و يكدست در جنبه هاي مشترك، نيروي جبري قابل توجهي ميتواند توليد كند.
نقل قول:
خودتان را هم به در وديوار نكوبيد باشد شما فكر كنيد ما خشت اول را كج گذاشتيم و شما درست ، ولي جوجه را آخر پائيز خواهند شمرد! |
من وظيفهء خودم را انجام ميدهم.
شايد هم نميتوانم سنگيني بار واقعيتي را كه درميابم تحمل كنم و در خود پنهانش دارم.
ميدانم كه حرف من يك نفر هم ميتواند خيلي كارها بكند.
پس چرا از حداكثر آزادي بيان و امكاني كه در اختيار دارم استفاده نكنم؟
حداقل خود را بشناسانم بعنوان يك جزيي از اين مملكت. تا سكوت باعث نشود در برآوردها اشتباه شود؛ بايد مملكت براي ما باشد، نه براي موجودات خيالي ذهنهاي چند نفر ازخودراضي و تعريفي فوق العاده ساده شده و در حد فكر محدود خودشان از انسان.
جوجه اي هم در كار نيست. امروز براي ما زنده است و فردا نه! گرسنه ايم و داريم ميميريم! پس جوجه ها را ميخوريم

ببخشيد يكم شوخي كردم
