پاسخ جناب ايرج :
1)تا جاییکه خبر داریم؛ خود شما اصولیون بوده اید که این روش (اظهار نظر فقهی بدون طرح عمومی دلیل) را باب کردید و به بهانه "بحثی میان جاهل و عالم نیست." پرسش از حضرات روحانیون را منع فرمودید و به تقلید از ایشان امر کردید. حال چرا از این بنده خدا ایراد می گیرید؟!
2)قتل و دزدی امور عبادی نیستند. بلکه منع آنها از ملزومات زندگی اجتماعی است. حجاب اما قطعا از امور عبادی است. چرا که می بینیم جوامع بسیاری هستند که بدون حجاب سالهای سال است وجود دارند و چرخ اجتماعشان از کار نیافتاده است.
3)اینکه فرانسویان کار زشتی انجام می دهند؛ دلیل بر این نیست که ما همان کار زشت را در حق مردم خود انجام دهیم.
5)تمثیلی غلط و نامرتبط است.
6)منع قتل صرفا حکم دینی نیست.
8)نهی از منکر صرفا "یدی" و همچنین حکومتی نیست. شما دلیلی تاریخی بیاور که علی بن ابیطالب(ع) در زمان حکومت خود زنی را به جرم بدحجابی یا بی حجابی تعزیر فرموده باشد.
9)حق در گناه نیافتادن چه معنایی دارد؟! اگر کسی خیلی به چنین حق من درآوردی علاقه دارد؛ برود یقه حضرت حق را بگیرد که چرا امکان گناه را در من نهادی. این چه سخنی است که از برای اینکه یکوقت من خوش خوشانم نشود؛ باید همه زنهای کشور زیر آفتاب تیرماه مانتو و چادر و مقنعه بپوشند؟! تو چشمت را ببند اگر واقعا می ترسی در گناه بیافتی.
در ضمن میان الزام به حجاب و اجتماع سالم ارتباطی ندیده ایم. برعکس این الزام به مفاسد بیشمار (منجمله فراهم آمدن بهانه ای جدید برای ارتشاء مالی و جنسی! بعضی ماموران و مسئولان) انجامیده است.
10)یک زمانی حاج شیخ فضل الله نوری می گفت: مردم! مشروطه یعنی زنانتان چادر را بگذارند کنار و با چادر چرخی (همین چادری که امروزه بانوان متشرع به سر می کنند./توضیح از ایرج2531) بروند تو کوچه و بازار.
آن بنده خدا چادر چرخی را حجاب نمی دانست. مجتهد هم گویا بود. آنچه امروز شما واجب می دانی؛ شاید بعدا بگویند اصلا واجب نبوده و صرفا توصیه ای از سوی پیامبر بوده است.
12)نه معصوم که نبوده اند. ولی اینکه خود آقای خمینی خلاف نظر فقهیش رفتار کرده جالب است. مگر اینکه بگوییم نظر فقهی ایشان همان الزام به حجاب بوده و در آن برهه مشغول فریب مردم بوده است.
14)این هم نشد. حجاب یا مرز مشخصی دارد یا نه. اگر دارد؛ پس کمتر از آن بی حجابی است. و شما با الزامی کردن حجاب هم نتوانسته اید آن را عمومی کنید و همه دلایلتان درباره نهی از منکر و اجتماع سالم و... بر باد فنا!!! اگر هم حجاب مرز معینی ندارد و هر تکه پارچه ای روی سر حجاب محسوب می شود؛ که دیگر اینقدر خودتان را لوس نکنید؛ نبودن مرز معین برای حجاب معنایی جز استحباب آن ندارد. چرا که "امر حکیم" باید دقیق و معین باشد.
15.1)حدود و تعزیرات و جهاد و ... همه حکم دارند. شما حکم تاریخی از علی(ع) مبنی بر لزوم تعزیر بی حجاب بیاور.
15.2)امر به معروف و نهی از منکر واجب حکومتی نیستند. واجب فردی هستند. با حکومتی کردن مسئله حجاب؛ در واقع مسئولیت امر به معروف و نهی از منکر از دوش افراد برداشته شده است.
در ضمن آنقدر منکر در جامعه داریم (منجمله همین باز نهادن دست ماموران دولت در هر قصه ای از ماهواره گرفته تا سر و شکل خانمهای خیابان) که نوبت به حجاب و بی حجابی نمی رسد.
16)ضروری اسلام آن چیزی است که انکار آن به انکار قرآن بیانجامد. مستحب دانستن حجاب به انکار قرآن نمی انجامد.
17)امر به معروف و نهی از منکر چیزی نیستند جز "انجام مسئولیت فردی انسانی" (مثلا همینکاری که من الان دارم می کنم). باتوم دست گرفتن و کتک زدن مردم و ترساندن ایشان و.... نامش چیز دیگری است. گویا ارعاب باشد که البته از حکم آن نیز حتما خبر دارید.
18)کلمه حق یراد به الباطل نفرمایید. بفرمایید قانون "لزوم اجبار زنان به حجاب" را از کدام حدیث یا روایت تاریخی پیدا کرده اید.
19)حجاب امر اجتماعی نیست. امری عبادی است. مقلدین اقای خوئی اصلا مانتو و روسری را حجاب نمی دانند.
20)نخیر ! طبق آن فرمایش؛ "نمازی که منجر به گناه شود؛ حرمت ندارد." (مثلا نمازی که آغا محمد خان قاجار می خواند و ضمن آن حکم قتل هم صادر می کرد)
22)دیگران را نمی دانم. من شخصا به وجوب حجاب معتقدم. بحثم نه رد حجاب و امر به بی حجابی؛ بلکه رد الزام حکومتی به حجاب است. توجه دارید؟!
من معتقدم حجاب واجب (واجبی عبادی) است. الزام به حجاب (با توجه به عدم روایتی تاریخی از چنین رفتاری در دوران علی علیه السلام) اما بدعت است.
23) پس پیش به سوی خوانش خلفای سه گانه از اسلام! هان؟!
24)چی شد؟! کجای قرآن برای بی حجابی تنبیه گذاشته است؟!
25)اسلام دین است. برای "انسان" آمده است. قانون اجتماعی نیست. برای سامان دادن جامعه ذیل "قدرت" نیامده است. بابا مسلمان! دیگر تو به این دین مظلوم اینقدر فحش نده!!!!
26)فرمود: "کسی باور می کند مادری مهربان فرزند چند ماهه اش را در آتش بیافکند؟!" اصحاب عرض کردند "هرگز" فرمود "محبت خدا به بندگانش از محبت هر مادری به فرزندش بیشتر است."
جهنم چیست؟! دوری از وجود! و وجود نیز جز خدا نیست. جهنم دوری از خدا است. برای آن جهنمی رنجی بیش از حضور در حضرت حق وجود ندارد. محبت خدا است که او را از حضور خود مرخص می کند. همچون پدری که وقتی پسرش با رفقا جمع شده اند؛ نمی رود نزد ایشان بنشیند!!! داریم که دوزخیان با آتش جهنم بازی می کنند.
27)فحشاء را قاطی این بحث نکنید. فحشا حکم دارد (که البته به آن نیز عمل نمی کنید و تجسس می ورزید). بحث بر سر بی حجابی است.
30)اینها حداکثر حکم به وجوب حجاب می دهند. حکم به وجوب اجبار به حجاب کجاست؟!
31)شما فعلا حکم صریح علی بن ابیطالب (اینکه بر ایشان تاکید می کنم به دلیل آن است که صرفا ایشان یک حاکم معصوم اسلامی بوده اند. پیامبر معصوم بود. اما حاکم نبود. پیامبری می ورزید و دستش به پشتوانه وحی در هر چیز حتی نسخ احکام پیشین و حکم خاص در هر موضوعی باز بود. سایر معصومین نیز حکومت نکردند و احادیث ایشان می تواند دلالتهای دیگری داشته باشد. آنچه برای من مناط اعتبار است روش علی در مقام حکومت در این قضیه می باشد) را برای مسلمانان بیاور تا بعد برسیم به اهل کتاب. اما حریم اکثریت و ... را رها کن.
حکمی درباره ارث مجوس از علی(ع) دیده ام که می فرماید: "اگر مجوس با مادر خود ازدواج کند؛ پس از مرگش آن زن از او هم به عنوان مادر و هم همسر ارث می برد." این یعنی اسلام احکام حقوقی( و نه جنایی) اهل کتاب را برای خود ایشان به رسمیت می شناسد.
حلقه :
الف)
1)لابد ميدا نيد كه فرهنگ امروز بشر همان آينده موعود ما نيست و كاري كه بشر در عصر مدرن انجام ميدهد و قبل از عمل تئوريزه كرده ، نبايد آرمان شهر ما تعريف شود حال بگذريم از اينكه بسياري از خود غريبان هم ديگر از اين مدرنيته امروزي حالشان به هم ميخورد ؛ در اين راستا يكي از زنان غربي ميگويد : كسانی میگویند مسئلهی غریزهی جنسی و مشكل زن و حجاب در جوامع غربی حل شده است؛ آری، اگر از زن رویگرداندن و به بچه و سگ و یا همجنس روی آوردن حل مسئله است، البته مدتی است این راه حل صورت گرفته است!
یكی از دانشجویان محجبه دربارهی رواج فرهنگ مدگرایی در خاطرات قبل از انقلاب خود ميگويد: :یادم میآید آن وقتها كه حجاب نداشتم، اگر دو روز پشت سر هم قرار بود كه به خانهی كسی بروم، لباسی را كه امروز پوشیده بودم، حاضر نمیشدم فردا بپوشم! احساس میكردم مسخره است و سعی داشتم حتی اگر شده، لباس دیگران را به عاریه بگیرم و بپوشم، تا من هم با لباس جدیدی رفته باشم. این كارها واقعاً رفاه حال و راحتی را از خانمها سلب كرده بود
2) صاحب كتاب حقوق اساسي ميگويد : آزادي عبارت از اين است كه هر شخص هر كاري كه صلاح ميداند بكند مشروط به اينكه به حقوق ديگران و جامعه ضرري نزند و هرالد لاسكي هم ميگويد : منظور از آزادي ، نبودن مانع براي اوضاع وشرايط اجتماعي است كه وجود آن در تمدن امروزين لازمه خوشبختي فرداست!
3) نتيجه اين دو مقدمه اين است كه آزادي بايد تابع ايدئولوژي حقيقي اسلام باشد چرا كه برداشتن موانع امروز و منع بيگاريهايي كه مرد مدرن از زن بي حجاب ميكشد ، براي آينده اي است كه اسلام و اديان هدفشان بوده !
ب)
اين مذهب جديد آنارشيستي كه شما از اسلام در آورده ايد ، باطل است چون مولا علي صراحتا به مالك اشتر در عهد نامه معروف مي نويسند: من تو را براي استصلاح مردم ( اصلاح مردم =اصلاحات از بالا) فرستادم! و به هيچ وجه اينطور نيست كه حكومت براي اصلاح ديني مردم كاري نكند!
ج) 1)شما قبول داريد كه حجاب واجب است
2) ميدانيم واجبات و حرمات حدود خدايي هستند چون خداوند انها را حدود خود ناميده: تِلْكَ حُدُودُ اللّهِ[ اينها حدود و مرزهاى الهى است؛ از آن، تجاوز نكنيد]
3) كسي كه از حدود خدائي تعدي كند متجاوز و ظالم است: َمَن يَتَعَدَّ حُدُودَ اللّهِ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الظَّالِمُون "!] هر كس از حدود الهي تجاوز كند، ستمگر است]
4)انبياء الهي براي مبارزه باظلم و تجاوز برانيگخته شده اند : لقد ارسلنا رسلنا...ليقوم الناس بالقسط[ پيامبران را فرستاديم ... تا مردم قسط را بر پا دارند]
5)بر پا داشتن قسط وعدل وظيفه هر انسان با وجداني است زيرا خداوند خطاب به مومنين مي فرمايد :يا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ [قسط را بر پا داريد]
6)بر پا داشتن قسط قطعا زور ميخواهد چون بسياري به عدالت تن نخواهند داد!
د)
1)بقول شما حجاب واجب است و تركش حرام وگناه!
2) ولي ميدانيم امر به معروف و نهي از منكر هم يكي از واجبات الهي است كه دهها بار در قرآن بر آن تاكيد شده ؛ امام باقر (ع) مي فرمايند نهي از منكر ، روش انبياء وطريقه مردم شايسته است و واجبي است كه قوام واجبات ديگر مي باشد و علي (ع) مي فرمايند :" الا كلكم راع و كلكم مسوول عن رعيته" [همه شما شما در برابر همه مسووليت داريد] و امام صادق (ع) مي فرمايند: واي بر آن قومي كه امر به معروف و نهي از منكر را مسخره كنند! و در روايات ما آن كس كه نهي از منكر نميكند بي دين شمارده شده!
3)وجوب نهي از منكر نميتواند تنها زباني باشد امام صادق (ع) مي فرمايند : خداوند تنها زبان و يا تنها دست نداده بلكه هر دو را داده كه با هم عمل نمايند (روايت وسائل در باب نهي از منكر ) و علي(ع) مي فرمايند : كسي كه نهي از منكر را با قلب و زبان و دست ترك نمايد جزء مردگان بحساب آيد و در اشاره اي به همين ترتيب ذكر شده مي فرمايند : قلب سپس زبان وسپس عمل ايشان در نهج البلاغه مي فرمايند : كسي كه با شمشير براي عدالت قيام كند برتر از كسي است كه تنها با زبان قيام كرده گرچه او نيز برتراز ناهي از منكر با قلب باشد و دهها روايت ديگر بر همين مضمون و جاي شكي باقي نمي ماند كه ما بايد بدنبال عدالت باشيم وعدالت را كه همان چيزي است كه خدا بيان كرده در جامعه پياده كنيم !
4)به هيچ وجه معقول نيست ، تا جامعه بصورت مطلوب در نيامده وبه انحاء مختلف فاسد است ، اسلام از مردم چيزي را بطور كامل طلب كند ! به همين سبب هم سيد الشهداء (ع) بر ضد طغيان گر چه با دست خالي ، قيام كردند و قبل از حركت ، در آن نهضت فراموش ناشدني فرمودند : آگاه باشيد كه بني اميه فرمان شيطان را پذيرفته و طاعت خدا را ترك گفته و حدود خدا را تعطيل كرده ... او در ادامه مي فرمايد آنها حدود خدا را تعطيل كرده اند وحرام خدا را حلال ... من بدنبال اصلاح در امت جدم هستم ، و بدنبال اين هستم كه امر به معروف و نهي از منكر كنم!
ه)
1)آيات حجاب زنان را از تبرج و خود نمائي بر حذر مي دارد و آن را از صفات جاهليت ميشمارد!
2) پيامبرشعار اصلي خويش را مبارزه با صفات وارزشهاي جاهليت شمردند ان هنگام كه فرمودند : كل صفات الجاهلية تحت قدمي [ من صفات جاهليت را پايمال ميكنم]
3) قرآن مي فرمايد : پيامبر را الگو قرار دهيد : ولكم في رسول الله اسوة حسنة
و)
1) هواپرستي ، بدترين نوع بردگي است و شايد بتوان گفت بدترين آن و حتي به قول قرآن همچون شرك بدليل آيه : افرايت من اتخذ الهه هواه؟[ ايا نديدي كسي را كه هوا و هوسش را خداي خويش قرار داد؟] علي (ع) مي فرمايد: پيروي از هوا و هوس تو را از رسيدن به حق باز مي دارد! و نيز مي فرمايد : اگر از هوا و هوست پيروي كني كور وكر خواهي شد!
2) اسلام به سختي با شرك و خدايي جز خداي واحد داشتن مبارزه كرد!
3) ومن يبتغ غير الاسلام دينا فلن يقبل منه(كسي كه غير از اسلام ديني داشته باشد ، از او قبول نخواهد شد)
ز)
1) اسلام جامعه را بصورت كشتي ميداند و افرادش را ساكنان آن و ضربه زدن به پيكره اين جامعه را همچون سوراخ كردن آن كشتي كه مقدمه غرق آن را فراهم خواهد آورد [روايت ابولفتوح رازي در جلد چهارم تفسيرش از پيامبر(ص)]
2) پس نميتوان پذيرفت كه شخصي گناه كند ( كشتي را سوراخ نمايد) ولي جلوي او را نگرفت!
دو نكته :
1) ضروري بودن حكم حجاب در اسلام جاي شك ندارد و همچون روز روشن است ، چون ضروري بدين معناست كه هر مسلماني (از پيامبر تا ائمه تا اولياء تا صحابه تا تابعين تا علماء تا مردم) از ابتدا تا كنون در فضاي اسلامي قرار گرفته اند ، حكم به وجوب حجاب بر زن مسلمان كرده بله ضروري بودن بايد مستند قراني ويا روائي قوي داشته باشد كه در مورد حجاب اينگونه است اگر قبول نداريد و و وجوب حجاب را منكريد بگوئيد تا با دليل حرف بزنم !
بله البته هر منكر ضروري كافر و مرتد نيست چون شايد نداند انكار او به اصل اسلام و قرآن بر ميگردد و فهمش از اسلام خطا بوده !
2) اينكه از زمان امير المومنين(ع) وادار كردن به حجاب گزارش نشده ، دليلي به نفع شما نمي تواند باشد چرا كه فرهنگ آن زمان (همچون فرهنگ ايران و حتي يونان) همه بر لزوم حجاب بوده پس طبيعي است كه اين سوال در ذهن عموم آنها خطور نكرده تا اگر اين خطور عمومي شد انگاه از حضرت بپرسند و حضرت به اين شبهه عمومي پاسخ دهند! حتي در باره مجوس و آزادي حجابي زنان آنها نيز همين احتمال هست و نميتوان گفت چون انها در رفتار خود آزاد بوده اند ، پس لابد بي حجاب هم بوده اند و چون علي(ع) انها را وادار به حجاب نكرده پس الزامي در كار نيست ! خير چون آنها هم طبيعتا با حجاب بوده اند و اساسا اين مشكل پيش نيامده تا جويا شوند!
+
نوشته شده در یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 10:59 توسط
|