تبليغاتX
مناظرات ديني - خشونت در قرآن و مساله فلسطين
صبح:
 
بسم الله الرحمن الرحيم

كفار ، كساني كه با رفتار خود نابودي جوامع را در پي دارند ، مسلمانان را متهم به خشونت مي‌كنند ... به آنها نسبت تروريسم مي‌دهند و به همين بهانه به مسلمانان حمله‌ور مي‌شوند ... بسياري از مسلمانان تسليم تبليغات آنان شده و مسلمانان را از خشونت منع مي‌كنند . اين مخالف صريح آيات قرآن است ... و اگر بهتر دقت بفرماييد كفار خود بهتر از ما به قرآن عمل مي‌كنند ... اما تنها جاي كفر و اسلام را عوض كرده اند .


اگر باور نداريد به درونتان رجوع كنيد كه شما در طول زندگيتان چقدر از سوي كفار شامل آمريكا ، اروپا ، و صهيونيستها ، مورد تهاجم قرار گرفته‌ايد و چقدر ترسيده‌ايد ... و چقدر از بمب اتم آنها مي‌ترسيد و چند بار صحنه انفجاري شبيه به هيروشيما در شهري از ايران را در ذهن خود مجسم كرده ايد ... آنها در اين حال با اين قواي وحشي‌خود از ما اعتماد سازي مي‌خواهند ، و ما را بواسطه بمب‌ها ، هواپيماهاي جنگي و سلاح‌هايشان مي‌ترسانند ... و شاهد هستيد كه در عرصه فرهنگي چگونه سربازان و مزدوران خود را قدرتمند جلوه مي‌دهند ... و اين عليرغم تمام ضعف‌هايي است كه سپاهيان اسلام ابدا دچار آن نيستند .

مدعي هستم كه آنها ما را مي‌ترسانند ... و برايمان چنگ و دندان هاي تيز خود را نشان مي‌دهند ... در عين حال ما را متهم به تروريسم مي‌كنند ... مي‌دانيد كه ، ترور يعني ارهاب ... و اگر در لغتنامه ببينيد يعني دهشت ، ترس زياد ، وحشت ، بلا ... حال بين ما و خدا ، بياييد قضاوت كنيد ، كداميك از كفر و اسلام يكديگر را بيشتر ترسانده‌اند ؟‌ آيا شما تا بحال بخود جرأت داده‌ايد آمريكا را بترسانيد ؟ اين ريشه در سالها زحمت و تبليغات غرب دارد ... تبليغات بر روي اصالت تكثر آراء و برداشت‌هاي شخصي و اومانيستي حتي از دين ،‌ باعث مي‌شود كه هيچ‌كس جرات حركت بخود ندهد .

اينجا دو جبهه است كه با هم جنگ مي‌كنند .
يكي كفر و يكي هم اسلام ... ما بعنوان مسلمانان بايد جاي خود را مشخص كنيم .

كفر آمده است ، نور افكن‌ها و دوربين‌هاي خود را روي مسلمانان گذاشته است تا آنان را در حركاتشان محتاط كند ... بخاطر همين مسلمانها در ميان اين دنيا احساس غربت مي‌كنند .

حال ببينيم اين آيات كتاب هدايت و مهرباني براي عالميان (هدی و رحمة للعالمين) چه مي‌فرمايد :

جزء 11 سوره التوبة آيه 123
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ قَاتِلُواْ الَّذِينَ يَلُونَكُم مِّنَ الْكُفَّارِ وَلِيَجِدُواْ فِيكُمْ غِلْظَةً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ
اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! با كافرانى كه به شما نزديكترند، پيكار كنيد! آنها بايد در شما شدّت و خشونت احساس كنند؛ و بدانيد خداوند با پرهيزگاران است‏!

جزء 10 سوره الانفال آيه 60
وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِن دُونِهِمْ لاَ تَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ يَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنتُمْ لاَ تُظْلَمُونَ
هر نيرويى در قدرت داريد، براى مقابله با آنها ، آماده سازيد! و اسبهاى ورزيده ، تا به وسيله آن‏، دشمن خدا و دشمن خويش را بترسانيد! و گروه ديگرى غير از اينها را، كه شما نمى‏شناسيد و خدا آنها را مى‏شناسد! و هر چه در راه خدا انفاق كنيد، بطور كامل به شما بازگردانده مى‏شود، و به شما ستم نخواهد شد!

و آيا براي شما حرف خداوند ارزشمندتر است يا تبليغات كفار ؟

اگر دوستان آيات بيشتري در اين مورد سراغ دارند بيافزايند اينها آياتي است كه بدستور آمريكا در كتب درسي و دانشگاهي ملت‌هاي مسلماني كه تحت سلطه مزدوران آمريكا قرار داده‌اند حذف شده‌اند ... ولي ما مي‌خواهيم به سفارش پروردگار يكتا ، با كفار خشن باشيم.
 
 
ساربان:
كشتن بدوي كفار ومثلا هجوم به مرزهاي آمريكا و انگليس در اين زمان حرام است ، يعني دليل شرعي ندارد و حتي كساني مثل امام خميني كه به ولايت مطلقه فقيه قائلند هم آن را حرام ميدانند!
مسلماناني هم كه احساس بي عدالتي ميكنند ميتوانند به كشورهايشان برگردند!
بله جنگ براي پيشبرد اهداف الهي ، مشروع است ولي تنها بدست شخص معصوم (امام زمان) اما در عصر غيبت جائز نيست وتنها جنگ دفاعي جايز ، بلكه واجب است!
 
صبح:
سلام عليكم ،

ممنونم از اينكه در بحث شركت مي‌فرماييد ....

تا آنجا كه بنده اطلاع دارم تنها فتح سرزمين‌هاي ديگر است كه جايز نيست ... اما انجام عمليات دفاعي مثلا در بوسني يا حتي در آمريكا جهت رفع تهاجم هيچگونه اشكالي ندارد . توجه كنيد كه مرزهاي ايران محدوده اسلامي عمل كردن نيست

ياحق
 
 
ساربان:
دفاع جايز است ودر آن بحثي هم نبوده وبه خاطر آن ، كسي را هم خشونت طلب نميخوانند!
پس لابد قصد مطرح كردن بحث ديگري به نام هجوم براي پيشبرد اهداف اسلامي را داشته ايد
كه آن هم البته جايز نيست ، چون كشت و كشتار در بر دارد و اجازه جنين كشتاري
در شرع ما وجود ندارد ! ( لابد شرع ديگري را مي فرمائيد!!)
 
 
صبح:
اتفاقا الآن گروهي همچون حماس را كه صرفا اهداف آزادسازي فلسطين را دارد ،‌تروريست ، مهاجم و خشونت طلب مي‌خوانند . همچنين حزب الله لبنان ... و همچنين ايران را ...

در زمان امام خميني نيز ما فاو را گرفتيم و بصره را محاصره كرديم و شعار فتح كربلا سر داديم ... اكنون هم هدف فتح قدس را داريم ... اينها اعمالي بود كه در سايه امام خميني (رحمة الله عليه) اتفاق افتاده .... البته معناي فتح نمي‌دهد و فقط دفاع در مقابل حكومت ظالم و مهاجم است ... آنچه كه مجاز نيست (كشورگشايي) است ... كشور هم سرزمين‌هاي اسلامي است ... نه ايران .


توجه كنيد كه مثلا "محو اسرائيل از نقشه" صرفا بازگرداندن فلسطين و دفاع است ...
 
 
 
ساربان:
فتح فلسطين به ما ربطي ندارد!
دفاع از فلسطين هم جنگ دفاعي نيست چون جزء كشور ما نيست* و
اساسا چه كسي گفته (به چه دليل شرعي )هر كس در هر جاي عالم مسلمان شد،
ما وظيفه دفاع از او را داريم؟!

*) توجه به اين نكته ضروري است كه حاكميت واحد بر كشورها ، ميتواند حفظ ثغور تلقي شود
ولي هنگامي كه هر كس حاكميت جدايي دارد ، نابودي يك كشور مسلمان(آن هم از نوع وهابيش) ربطي به نابودي ديگر كشورها ودر نتيجه از بين رفتن بيضه(اصل) اسلام (يعني تنها چيزي كه از لحاظ شرعي حفظش واجب است) ندارد!
 
 
صبح:
البته موضوع صحبت اين نبود ... و موضوع اصلي طرز برخورد با كفار بود ... كه البته طبيعتا فلسطين هم جزو اين برخورد آن مي‌شود ... واشنگتن هم ... بهرحال


اما بفرماييد كه :




  • آياتي داريم ، خطاب به مسلمانان ... كه اتحاد را حفظ كنند ... (واعتصموا بحبل الله جميعا و لا تفرقوا )
    • طبق شرع كجا مرز ايران يا شيعيان بعنوان مرز مسلماني تعريف شده است ؟‌
  • آيا مسجد الأقصي ، مسجد مقدس مسلمانان نيست ، و حمله و غصب مسجد الأقصي مستحق دفاع از سوي مسلمانان نيست ؟
  • آيا زمين و ملت فلسطين ، مسلمان نيست كه در مقابل حمله به آن سكوت كنيم ؟
توجه كنيد كه :

  • اصل اسلام ( شهادة لا اله الا الله و محمد رسول الله ) نيز هست .
  • وَقَاتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلاَ تَعْتَدُواْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبِّ الْمُعْتَدِينَ
    • در راه خدا، با كسانى كه با شما مى‏جنگند، نبرد كنيد! و از حدّ تجاوز نكنيد ، كه خدا تعدّى‏كنندگان را دوست نمى‏دارد!
  • وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأَخْرِجُوهُم مِّنْ حَيْثُ أَخْرَجُوكُمْ وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ وَلاَ تُقَاتِلُوهُمْ عِندَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ حَتَّى يُقَاتِلُوكُمْ فِيهِ فَإِن قَاتَلُوكُمْ فَاقْتُلُوهُمْ كَذَلِكَ جَزَاء الْكَافِرِينَ
    • آنها را هر كجا يافتيد، به قتل برسانيد! و از آن جا كه شما را بيرون ساختند، آنها را بيرون كنيد! و فتنه از كشتار هم بدتر است‏! و با آنها، در نزد مسجد الحرام ، جنگ نكنيد! مگر اينكه در آن جا با شما بجنگند. پس اگر با شما پيكار كردند، آنها را به قتل برسانيد! چنين است جزاى كافران‏!
  • وَمَا لَكُمْ لاَ تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاء وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَـذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ وَلِيًّا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنكَ نَصِيرًا
    • و چيست شما را كه پيكار نمى‏كنيد در راه خدا و ناتوانان از مردان و زنان و كودكانى كه گويند پروردگارا برون كن ما را از اين شهرى كه ستمگرند مردمش و قرار ده براى ما از نزد خود سرپرستى و قرار ده براى ما از نزد خود ياورى‏

پس چطور است كه اصل اسلام را تنها محدود به اعتقادات صرف خود مي‌دانيد ؟ لطفا اگر واقعا ، غير شيعه را مسلمان نمي‌دانيد ... در بحث ديگري ادامه بدهيد
 
 
ساربان:
نقل قول:
 
 
آياتي داريم ، خطاب به مسلمانان ... كه اتحاد را حفظ كنند ... (واعتصموا بحبل الله جميعا و لا تفرقوا )
 
 

يا ايها الذين آمنوا اتقوا الله....واعتصموا بحبل الله جميعا....
ايمان غير از اسلام است بدليل :
قالت الاعراب آمنا قل لم تومنوا ولكن قولوا اسلمنا...
ضمن اينكه هيچ كس نگفته اتحاد واجب است و مثلا اگر من و صبح متحد
نباشيم و در مساله فلسطين اختلاف نظر داشته باشيم ، گناه كرده ايم!
حال فرض كنيم مثلا فلسطين را پس گرفتيم ، بسيار خب آيا اتحاد ايجاد شده؟!
و آيا ما مثلا با مصر و تركيه اشغال نظامي نشده ، بر ضد كفر متحديم؟
خوب اگر نيستيم پس چه بهتر كه براي ايجاد اتحاد ، ابتدا مصر و تركيه را فتح كنيم !
تازه آيه مي فرمايد اتحاد را حفظ كنيد ؛ معلوم نيست
جناب صبح از كجاي آيه در آورد كه براي حفظ وايجاد اتحاد ، خون خود را بريزيد !؟
نقل قول:
 
 


آيا مسجد الأقصي ، مسجد مقدس مسلمانان نيست ، و حمله و غصب مسجد الأقصي مستحق دفاع از سوي مسلمانان نيست ؟
 
 
دليل شرعي نداريم كه اگر در يكي از نقاط زمين ، مسجدي بدست كفار
خراب شد، وظيفه ما جهاد و خونريزي باشد و ما بتوانيم با هجوم به
آن كشور ( حتي اگر آن مسجد در چين و يا روسيه و ژاپن باشد )
و اشغال آن جا ، مردم مسلمانش را نجات دهيم و دوباره مسجد را بسازيم
(دليل نداريم من چكاركنم؟! زوري كه نيست! )
بلكه چنان كه گفتم ، دليلها بر اين نكته تكيه دارند كه _1_اگر حاكميت اسلامي
، يكدست باشد(يعني يك دولت واحد بر سرتاسر آن جامعه حاكم باشد
مثل زمان امير المومنين از خراسان گرفته تا مصر )
و _2_ آن مسجد هم جزء حدود و مرزهاي اسلامي آن حاكميت
حساب شود و_3_ضربه زدن به آن حاكميت ، ضربه زدن به اصل اسلام باشد
، در اينصورت ، جنگ ميشود جهاد دفاعي و مي بايست جنگيد!
ودر غير اينصورت ماهيت جنگ ، ابتدائي و بدوي است و دليل شرعي
بر كشت و كشتار ، در آن را نداريم!

نقل قول:
 
 
آيا زمين و ملت فلسطين ، مسلمان نيست كه در مقابل حمله به آن سكوت كنيم ؟
 
 
زمين ، كه مسلمان نيست وقدسيتي ندارد
(در عصراهل بيت هم ، بارها زمينها جابجا شد و به اين و
آن رسيد و كسي چيزي نگفت چون اصل حاكميت ، ظالم بود و غاصب ...
ملت فلسطين هم، هم مسيحي دارد وهم مسلمان و هم يهودي
اما اينكه چه كسي بر آنها حاكم باشد و آيا شرع گفته حتما بايد
خالد مشعل باشد و مثلا نتانياهو ويا گروههاي مسيحي نميشود ،
خير دليل نداريم ! اگر هم فر ض كنيم دليل داشته باشيم ، مساله اي
مربوط به خود آنهاست ، چون تحت حاكميت ما نيستند تا غصه اش را
بخوريم!(الامتناع بالاختيار لا ينافي الاختيار)پس چنان كه حاكميت
يك مسيحي مشكلي نداشت و مسلمانان ميتوانستند تحت حاكميت او زندگي كنند
( نجاشي حبشه و دستور پيامبر به جعفر براي كوچ عده اي از قريش به آنجا )
حاكميت گروه مسيحي ويهودي فلسطين هم نميتواند مشكلي بر هم زند والا مسلمانان ساكن
در غرب ، چرا بر عليه حاكمان مسيحي خود جهاد نميكنند مگر حرام نبود؟
تازه اين حكم فرضي ، حكم خود شان است و خودشان مسووليت دارند ،
ولي ربطش به ما و جواز راه انداختن كشتار در اين فرض ، از سوي ما معلوم نشد!

نقل قول:
 
 
اصل اسلام ( شهادة لا اله الا الله و محمد رسول الله ) نيز هست
 
 
بله حكم ظاهري اين آقايان اسلام است كسي هم انكار نكرده
( اگر بعضي از علماء هم كه ميگويند آنها كافر ند ، منظورشان اين جمله
است : اسلام و ايمان به همه معتقدات و كفر به امامت) ولي توجه داشته باشيد
كه وظيفه ما دفاع از هر مسلمان در هر گوشه اين كره خاكي با هر قدرتي كه داريم
ولو كشته شويم نيست و كشت و كشتار چه رسد به خودزني دليل ميخواهد!
و حدود آن را شرع تعيين ميكند نه عقل دو تا آدم اصول گراي افراطي !!
و اگر قدرت داشتن ملاك نيست ، پس چرا خود اهل بيت در آن زمان آمريكاو اروپا
را نگرفتند؟

مثل اينكه پولهاي اسرائيل اثر كرده!
 
 
 
صبح:
سلام عليكم
آنچه كه قبلا ذكر كردم حاكي از آن بود كه ... :
  • اتحاد ، يك فرمان است ... اعتصموا بحبل الله ( به ريسمان الهي دست يازيد ) ، شوخي يا تعارف يا پيشنهاد نيست كه بتوانيد در آن تشكيك كنيد بلكه همچون ديگر احكام و مباني كه از چنين آيات قرآني نشأت مي‌گيرند ، فرماني شرعي است . همچنين مرزهايي كه انگليسي‌ها كشيده‌اند ، مرزهاي اسلام نيست . من شايد بخواهم اسلام را به كوچه محل خودمان محدود كنم . يا مثلا فقط استان تهران را محدوده مرز بدانم صد سال پيش امارات و بحرين و افغانستان مال ما بود ... آيا آنروز آنها جزو محدوده دفاع اسلامي بودند و امروز نيستند ؟ مثلا وقتي به (مزار شريف) شيعه نشين حمله شد ، آيا ما وظيفه دفاع نداشتيم ؟
  • از مقدسات اسلام ، بيضة الإسلام مساجد مقدسي همچون مسجد النبي و مسجد الحرام است و پس از آن ، مسجد الأقصی در همين رديف قرار دارد ... و با اين منطق شما نمي‌توانيد ادعائي دفاعي درباره كربلا و سامرا داشته باشيد ....
  • جنگ و تندي و سخت گيري با كفار نيز ، يك فرمان است ، تا از فتنه خود دست بردارند ... آيات جهادي بمراتب تكرار شده است و كساني كه از جهاد و كارزار و جنگ با كفار مهاجم ، فراريند به شدت نكوهش شده اند ، مي‌توانيد به سوره (توبه) نگاهي عميق بياندازيد .
  • بحث " حاكميت ما بعنوان ايران" كه شما بدان اشاره كرده‌ايد منبع شرعي ندارد كه آن را در مقابل مسئوليت‌هاي تعريف شده براي فرد فرد مسلمانان بياوريم ؟ دليل شرعي دفاع از سرزمين‌هاي اسلامي وظيفه تك تك مسلمانان ديگر است .
  • بحث فلسطين ، بحث مبارزه با دشمن اسلام نيز هست و حتي مي‌توان بدون توجه به مردمان فلسطين اين مبارزه را پيش گرفت . البته بنده قبلا در مورد دفاع از سرزميني كه متعلق به مسلمانان است احاديثي براي دفاع خوانده ام اما پيدا نكردم و دلايل ذكر شده ، براي اهل باور حجتش كافي‌است
اضافه مي‌كنم از پيامبر اكرم
  • من اصبح و لم يهتم بامور المسلمين فليس بمسلم
    • هر كس صبح را آغاز نمايند و در امور مسلمانان نكوشد مسلمان نيست .
  • من سمع رجلا ينادي يا للمسلمين فلم يجبه فليس بمسلم
    • هر كس بشنود كه كسي فرياد برآورده است كه اي مسلمانان به فريادم برسيد و او را اجابت نكند مسلمان نيست .
و اگر ادعاي ولايتمان مي‌شود ، امير مؤمنان علي عليه السلام مي‌فرمايد :
  • كونا للظالم خصما و للمظلوم عونا
    • براي ظالم دشمن و براي مظلوم ياور باشيد .
و دست آخر :
  • جزء 10 سوره التوبة آيه 81
    فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلاَفَ رَسُولِ اللّهِ وَكَرِهُواْ أَن يُجَاهِدُواْ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَقَالُواْ لاَ تَنفِرُواْ فِي الْحَرِّ قُلْ نَارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا لَّوْ كَانُوا يَفْقَهُونَ
    تخلّف‏جويان از مخالفت با رسول خدا خوشحال شدند؛ و كراهت داشتند كه با اموال و جانهاى خود، در راه خدا جهاد كنند؛ و گفتند: (در اين گرما، حركت نكنيد!) بگو: (آتش دوزخ از اين هم گرمتر است‏!) اگر مى‏دانستند!
ساربان:
 
نقل قول:
 
 

من اصبح و لم يهتم بامور المسلمين فليس بمسلم
من سمع رجلا ينادي يا للمسلمين فلم يجبه فليس بمسلم
كونا للظالم خصما و للمظلوم عونا
 
 
چيزي كه شما توجه نمي كنيد اين است كه آيات قتال ، ويا اين احاديث ،
موضوع خود را نمي سازند بلكه تنها فاعليت فاعل را مشخص مي كنند نه قابليت قابل را !
توضيح:
اگر من بگويم بر شما واجب است كه به من كمك كنيد ، مشخص است كه نحوه كمك
شما ، نميتواند خارج از محدوده شرع باشد ، يعني اگر مثلا بفكر شما خطور كند كه
براي كمك به من ، صد نفر مسلمان ديگر را بكشيد ، در اينصورت آيا ميتوان گفت ، آن
درخواست من بدين معناست كه اين افراد را هم بكش و خانه هايشان را هم خراب كن؟!

خير !
به همين دليل هم ، هنگامي كه امام مثلا مي فرمايند ، ولي فقيه از جانب من منصوب
است نميتوان گفت ولي فقيه هر چه ميلش بكشد ، ميتواند انجام دهد ومثلا ميتواند نماز را
هم بر چيند ويا شراب خواري را حلال كند! بلكه واضح است كه او تنها در آنچه شارع گفته
و با دليلهاي ديگر ، شرعيتش ثابت است ميتواند دخالت داشته باشد!

در اينجا هم سخن همين است !
يعني حال كه من بايد به برادر مسلمان خود كمك كنم(*)، آيا اين كمك ، مثلا در حد پول دادن
و كمك مادي كردن و سخنراني است و يا ميتوانم بلكه چنان كه ادعاي شما ست واجب است
حتي كشوري مثل فرانسه را بسبب ظلمي كه به مسلمانان آنجا ميشود ، اشغال كنيم ؟
!و لابد چون در امريكا پس از 11 سپتامبر به مسلمانان توهين شده پس آنجا را هم اشغال كنيم!

بحث اين است كه اين كار ، دليل شرعي ندارد پس در حيطه شرع نيست تا امر
(من اصبح و لم يهتم بامور المسلمين ) شاملش شود!
در نتيجه چون كشتن و حمله كردن به كشورهاي ديگر دليل شرعي ندارد
( كه اين امر را من نمي گويم بلكه خود علما مي گويند و تقريبا اجماعي است )
پس ما ميتوانيم تنها براي خالي نبودن عريضه ، اظهار همدردي( يا همان كمك معنوي)
بكنيم اما حمله نظامي دليل شرعي ندارد(**) بلكه مصداق بارز آيه شريفه
(ولاتلقوا بايدكم الي التهلكة) و اساسا از مختصات امام معصوم است !
نحوه مرز بندي و حفظ ثغور كشور اسلامي هم همان شرايطي را دارد
كه عرض كردم و متاسفانه باز هم توجه نفرموديد!
پس يك بار ديگر ميگويم :
1_اگر حاكميت اسلامي، يكدست باشد(يعني يك دولت واحد بر سرتاسر
آن جامعه حاكم باشد مثل زمان امير المومنين از خراسان گرفته تا مصر )
2_ آن مسجد هم جزء حدود و مرزهاي اسلامي آن حاكميت حساب شود
3_ضربه زدن به آن حاكميت ، ضربه زدن به اصل اسلام باشد
، در اينصورت ، جنگ ميشود جهاد دفاعي و مي بايست جنگيد



دليهاي قبلي شما را هم پاسخ دادم ولي جوابي نگرفتم:
1)
اتحاد: وجوب اتحاد ، نميگويد همديگر را بكشيد والا اينك ، يا من نبودم و يا شما
چون با هم اختلاف داريم نه اتحاد !
ضمن اينكه اين وجوب خيالي اتحاد ، شما را ملزم ميكند عربستان را هم بگيريد
چون اتحادي ميان مسلمانان ايران وعربستان نيست ؛ پس چرا معطليد؟!

2)
مسجد الاقصي: دليل بياوريد كه اگر مسجدي در آمريكا به آتش كشيده شد
(جنان كه در حوادث 11 سپتامبر اين چنين شد) بايد آمريكا را اشغال كرد!



(*) اين روايات معمولا در فضاي خود حاكميت گفته شده و ناظر به فضا هاي
ديگري كه دست ائمه و مردم از آنجا كوتاه نيست!
و به اصطلاح علماء ، دليل از مورد بحث ما انصراف دارد!

(**)چنان كه جمهوري اسلامي هم اين را ميداند وتا به حال به اسرائيل حمله نكرده ،
چون ولي فقيهي پشتش است كه ميداند حرمت يعني چه!
 
 
 
صبح:
 
 
نقل قول:
 
 

در اينجا هم سخن همين است !
يعني حال كه من بايد به برادر مسلمان خود كمك كنم(*)، آيا اين كمك ، مثلا در حد پول دادن
و كمك مادي كردن و سخنراني است و يا ميتوانم بلكه چنان كه ادعاي شما ست واجب است
حتي كشوري مثل فرانسه را بسبب ظلمي كه به مسلمانان آنجا ميشود ، اشغال كنيم ؟
!و لابد چون در امريكا پس از 11 سپتامبر به مسلمانان توهين شده پس آنجا را هم اشغال كنيم!
 
 

بنده كي چنين حرفهائي زده ام ؟‌ بحث بيضة الإسلام است ... بنده گفتم در شرايطي كه مثلا به ايران حمله شود ، ما مي‌توانيم فاو را فتح كنيم براي دفاع و تضعيف مهاجم ... آنچنان كه اين عمل انجام شد ...

طبق حكم علماي شيعه ، وقتي كه به مرزهاي مسلمانان حمله مي‌شود ، براي دفاع و بيرون راندن و متوقف كردن مهاجم ، حتي فتواي جهاد هم لازم نيست.

نقل قول:
 
 

بحث اين است كه اين كار ، دليل شرعي ندارد پس در حيطه شرع نيست تا امر
(من اصبح و لم يهتم بامور المسلمين ) شاملش شود!
 
 

فرمان اسلام دفاع از مسلمانان و مظلومين در مقابل تهاجم است ، آن احاديث كه تبعيت حتمي از رسول الله را در پي دارد ... (من اصبح ، ياللمسلمين، للمظلوم عونا )و آيات (واخرجوهم من حيث اخرجوكم ) دليل شرعي ... شما نمي‌توانيد دليل بودن اينها را نفي كنيد ، حال بفرماييد حرمت شرعي كجاست ؟ آنچه كه حرام نيست مباح است و اين به سياستي كه ما انتخاب مي‌كنيم بستگي دارد عده اي دوست دارند بنشينند ... و عده اي مي‌خواهند با خدا معامله كنند ...


نقل قول:
 
 
در نتيجه چون كشتن و حمله كردن به كشورهاي ديگر دليل شرعي ندارد
 
 

حمله كردن در مقام دفاع حرمتي ندارد و مغايرتي نيز با شرع ندارد .

نقل قول:
 
 

( كه اين امر را من نمي گويم بلكه خود علما مي گويند و تقريبا اجماعي است )
 
 

در كجا چنين گفته شده است كه دفاع از مسلمانان دليل شرعي ندارد ... شما بايد بدنبال حرمت باشي برادر ؟ از شما كه براي حركت نبايد اجازه گرفت


نقل قول:
 
 

پس ما ميتوانيم تنها براي خالي نبودن عريضه ، اظهار همدردي( يا همان كمك معنوي)
بكنيم اما حمله نظامي دليل شرعي ندارد(**) بلكه مصداق بارز آيه شريفه
(ولاتلقوا بايدكم الي التهلكة) و اساسا از مختصات امام معصوم است !
 
 

نه بابا ... ابراز همدردي هم زياد است ... چون اوف مي‌شويم ! اين ابراز همدردي هم دليل شرعي ندارد


نقل قول:
 
 

نحوه مرز بندي و حفظ ثغور كشور اسلامي هم همان شرايطي را دارد
كه عرض كردم و متاسفانه باز هم توجه نفرموديد!
پس يك بار ديگر ميگويم :
1_اگر حاكميت اسلامي، يكدست باشد(يعني يك دولت واحد بر سرتاسر
آن جامعه حاكم باشد مثل زمان امير المومنين از خراسان گرفته تا مصر )
2_ آن مسجد هم جزء حدود و مرزهاي اسلامي آن حاكميت حساب شود
3_ضربه زدن به آن حاكميت ، ضربه زدن به اصل اسلام باشد
، در اينصورت ، جنگ ميشود جهاد دفاعي و مي بايست جنگيد
 
 

اينها شرايطي است كه امام معصوم حاكم باشد كه او خود تعيين مي‌كند به كجا حمله بشود و نشود ، در حال حاضر امام غائب‌ازنظر است و مسلمانان به حكم امت اسلامي بيضة الإسلام ، دار الإسلام ،‌و ملة الإسلام بايست با يكديگر تعامل كنند ... اينها نه تنها شرايط شرع است شرايط عقل نيز است ... كل ما حكم به العقل حكم به الشرع و بالعكس .


نقل قول:
 
 

دليهاي قبلي شما را هم پاسخ دادم ولي جوابي نگرفتم:
1)
اتحاد: وجوب اتحاد ، نميگويد همديگر را بكشيد والا اينك ، يا من نبودم و يا شما
چون با هم اختلاف داريم نه اتحاد !
ضمن اينكه اين وجوب خيالي اتحاد ، شما را ملزم ميكند عربستان را هم بگيريد
چون اتحادي ميان مسلمانان ايران وعربستان نيست ؛ پس چرا معطليد؟!
 
 

اتحاد حول ريسمان الهي است ... يعني آنچه كه خدا مي گويد ، نه آنچه كه سليقه من يا شما مي‌گويد ... اين فرمان است براي مؤمنين و تسليم شدگان (مسلمانان) ، نه كساني كه دنبال امر خود هستند .


نقل قول:
 
 

2)
مسجد الاقصي: دليل بياوريد كه اگر مسجدي در آمريكا به آتش كشيده شد
(جنان كه در حوادث 11 سپتامبر اين چنين شد) بايد آمريكا را اشغال كرد!
 
 

كسي نگفت اشغال و شما خود افزوديد ... مسجد الإقصي به اين دليل بايد دفاع شود كه هسته اسلام (بيضة الإسلام) است ... و مسلمانان موظف به دفاع از آن ... هر كجا كه باشد ... قطعا اگر آمريكا روزي مسلمانان را قلع و قمع كرد ، دفاع از آنان جهاد است ...

نقل قول:
 
 

(*) اين روايات معمولا در فضاي خود حاكميت گفته شده و ناظر به فضا هاي
ديگري كه دست ائمه و مردم از آنجا كوتاه نيست!
و به اصطلاح علماء ، دليل از مورد بحث ما انصراف دارد!
 
 

همانطور كه عرض كردم حاكميت اسلام ، حاكميتي نيست كه مرز آنرا انگليس براي ما كشيده است ... نص احاديث اشاره به مسلمانان و امور آنان دارد .



نقل قول:
 
 

(**)چنان كه جمهوري اسلامي هم اين را ميداند وتا به حال به اسرائيل حمله نكرده ،
چون ولي فقيهي پشتش است كه ميداند حرمت يعني چه!
 
 

پس اسرائيل بايد از صحنه روزگار محو شود ، يعني چه ؟!
 
 
 
 
ساربان:
با سلامي مجدد
بيائيد از ابتدا شروع كنيم!
سوالي كه من در صدد پاسخ به آن هستم ، اين است كه آيا اعلام جهاد
بر ضد اسرائيل و در عصر حاضر ، شرعي است يا خير؟!
داشته هاي ما:
از طرفي ايجابي است :
  • 1) آيات قتال در قرآن!
  • 2)بعضي از روايات كه ميگويد ، به مسلمانان ديگر كمك كنيد!
  • 3) چون اسرائيليان متجاوزند و فلسطينيان مظلوم، عقل و نقل ميگويند به
  • مطلوم بر ضد ظالم كمك كن!
  • 4)قول بعضي از علماء كه مبارزه با اسرائيليان مشروع ميدانند!
از سوي دگر منفي است :
  • 1) رواياتي كه ميگويند ، جنگ در زمان غيبت برداشته شده!
  • 2) رواياتي كه جهاد ابتدائي را مشروط به امام ميداند!
  • 3) رواياتي كه بر حرمت از بين رفتن خون و مال مسلمانان دلالت دارد(واين دليل دو جانبه است يعني اگر جنگ ، باعث از بين رفتن ما شود حرام واگر باعث از بين رفتن دشمن و آزادي مسلمانان آنجا شود حلال خواهد بود)
  • 4) قول مشهور علماء(به استثناي خوئي و خامنئه اي و جند تن ديگر) بلكه به ادعاي بسياري اجماع علماء ، بر حرمت جهاد ابتدائي در عصر غيبت !
  • 5) دليلهايي كه جنگ ابتدائي ضعيف با قوي را حرام كرده!
  • 6) دليلهاي طرف مقابل مخدوش است و بيشتر شعاري است نه ديني!
اما مسائلي كه براي پيشبرد بحث ، بايد به آن توجه كرد:
  • 1) ماهيت جنگ فلسطين و اسرائيل
  • 2) ماهيت مفهوم بيضة الاسلام كه در بعضي از روايات بعنوان دليل مشروعيت جهاد آمده
  • 3)مفهوم مرز و ثغور در جامعه فعلي جهان و امت اسلام و كشورهاي اسلامي!
 
 
بنده در ابتدا موضع خود را در اين سه مساله ميگويم:
  • (1) تاريخ نزاع اسلام و يهود در فلسطين :
قبل از اسلام ، عد ه اي يهودي و مسيحي ( بعنوان كشور روم) در فلسطين زندگي ميكرده اند و سپس در زمان عمر و سپس بني اميه ، اين سرزمينها فتح شد و با استمرار حاكميت اسلامي بني اميه و سپس بني عباس ، بتدريج بسياري از مردم بومي آن ديار به اسلام گرويدند بله عده اي مسلمان ديگر نيز از سرزمينهاي دور و نزديك بدانجا كوچ كردند و از آن طرف هم ، بسياري از يهوديان و مسيحيان به سرزمينهاي ديگر از جلمه روم آن زمان ، هجرت كردند اما اين منطقه ، منطقه اي نبود كه روميان آن را رها كنند ؛ در نتيجه بارها دست بدست گرديد و خونهاي فراواني ريخته شد ودر جنگهاي صليبي 1099 ميلادي بدست مسيحيان افتاد و مسلمانهاي آنجا قتل عام شدند ولي پس از حدود 300 سال در سال 1291 بدست صلاح الدين ايوبي تمام آنجا ، پس گرفته شد اما از 1260 تا 1516 بدست مغول بود وبه شش قسمت تقسيم شد و سپس بدست عثماني افتاد و تا جنگ جهاني اول هم انها حاكم بودند و سرانجام يهود و صهيونيسم در جهان قدرت گرفت وبه كمك انگليس وسپس آمريكا بار ديگر بسياري از يهوديان و حتي يهودياني كه اصالتا ربطي به اينجا نداشتند را به اين منطقه آورد واين بار ، براي خود ، حاكميتي قوي تشكيل داده و مانع از رجوع دوباره مسلمانان شدند ، ولي ديگر ، مسلمانان كشور واحدي همچون عثماني و عباسي و اموي و و و نبودند وحتي مغولي هم وجود نداشت كه توانايي مقابله جدي با قدرت روز افزون غرب را دارا باشند ؛ به همين سبب هم ، جنگهاي شش روزه اعراب و به درو ديوار كوبيدنهاي آنها ، سرانجامي جز شكست نداشت و آخر سر هم مجبور به صلح با اسرائيل و پذيرش مشروعيت او شدند (كمپ ديويد).. در اينجا ميبينم كه آنجا اصالتا مال يهود است(بدين معنا كه انها ابتدا در آن زندگي مي كرده اند) و در آن شكي نيست ؛ حتي در قران هم ، بر آن تاكيد شده ولي از سويي ديگر بسياري از همين يهوديها و مسيحيان بومي بودند كه مسلمان شدند پس نميتوان گفت آنجا متعلق به يهود باقي مانده ، بلكه متعلق به همه ساكنان چه يهود و چه مسلمان است و همه حق عودت و رجوع دارند ، چه مسلمانان آواره و چه يهوديان ساكن وبومي و حتي يهودياني كه اصالتا بومي آنجايند ، ولي بتدريج كوچ كرده بود ند

چنان كه ميبينيم اين منطقه بارها دست بدست شده و بيش از سيصد سال هم بدست حكمرانهاي غير اسلامي ولائيك مغول بود .... بني عباس هم حكومتي لائيك و سكولار بود نه اسلامي بمعناي معاويه بني اميه و يا عثماني ، چه رسد به حكومتي خليفه ايي صدر اسلام !
به هر حال مشاهده نميكنيم كه ائمه در اين برهه زماني ، بر جهاد ضد عباسيان ترغيب كنند تا بر اثر آن حكومت واقعي اسلامي و نه سكولار جور وظلم ، بر آن مناطق مسلط شود ؛ علارقم اينكه ، قدرت شيعه در آن زمان بسيار بود و تنها در سبزوار ، يك صد هزار نفر(بنا بر بعضي از نقلها) حديث سلسلة الذهب را نوشتند!
 
 
  • (2)ماهيت مفهوم بيضة الاسلام كه در بعضي از روايات بعنوان دليل مشروعيت جهاد آمده:
البته اين مفهوم ، وحي منزل نيست و تنها در يك روايت ضعيف السند از امام رضا وارد شده ولي مفهومي است كه بيشتر علماء ، مشروعيت جهاد دفاعي را از بابت آن مي دانند!
در آن روايت آمده:
  • فقال له الرضا عليه السلام : " ... ولكن يقاتل عن بيضة الاسلام ، فإن في ذهاب بيضة الاسلام دروس ذكر محمد عليه السلام
بدين معنا كه براي حفظ بيضة الاسلام ، بايد جنگيد ولي خود حضرت ، بنحوي اين مفهوم را معنا ميكنند و ميفرمايند : نابودي ذكر و نام پيامبر به معناي از بين رفتن بيضة است .. طبق اين معنا :
  • (الف) : اگر حكومت يهودي ويا مسيحي ، اجازه فعاليتهاي مذهبي به مسلمانان بدهد ، بيضه در خطر نيست چرا كه نام حضرت محمد از بين نرفته ولي اگر حكومت اسلامي همچون يزيد بر سر كار باشد و امام حسين را بكشد و كعبه را به منجنيق ببندد و بر لشكر خود به مدينه سه روز عرض و مال مدنيان را اباحه كند اين چيزي جز از بين رفتن اساس اسلام نخواهد بود بدين سبب هم حسين قيام ميكند
  • (ب) : غير از اينكه اگر بلاد اسلامي زيادي داشته باشيم ، با نابود شدن اسلام در يك منطقه ، صحيح نيست كه بگوئيم اسلام بصورت كلي از بين رفته به اين دليل كه طبيعيت كلي به وجود يك فرد ، شكل ميگيرد ، ولي به انعدام تمام افراد منعدم و نابود ميشود مثال : اگر فرمودند : "نماز بخوان" در صورتي كه من حتي يك نماز هم بخوانم ، اين امر ، اجرا شده ولي در مقابل ، جمله "غذا نخوردن به معناي مردن است " تنها در فرضي صحيح است كه انسان هيچ غذايي نخورد اما اگر تصميمش بر اين شد كه صبح ها ، غذا نخورد وبجايش در نهار ، چلو كباب ميل كند ، اين غذا نخوردن نه تنها بمعناي مردن نيست ، بلكه باعث فربه تر شدن آن شخص هم خواهد بود! از سوي ديگر ، شكي نيست كه اندلس اسپانيا و بسياري از نقاط هند و حتي قسمتي از چين و بسياري از كشورهاي آسياي ميانه كنوني هم ، بدست مسلمانان افتاد ولي آن مناطق باز پس گرفته شد بتدريج اسلام در ان مناطق از ميان رفت و يا رو به ضعيف گذاشت ، ولي اسلام از ميان نرفت و در نتيجه طبق اين مقدمات بيضة السلام از ميان نرفته!
  • (3)مفهوم مرز و ثغور در جامعه فعلي جهان و امت اسلام و كشورهاي اسلامي!:
در طول تاريخ اسلام ، صورتهاي مختلفي از مرز وجود داشته :
1) آنچه كه در مدينة النبي ، بدست خود پيامبر با تشكيل اولين حكومت اسلامي حاصل شد !
2) آنچه كه پس از فتح مكه حاصل آمد و بدون فتح توسعه اي وقائم به شمشير ، بيشتر شبهه جزيره مسلمان شد( ورايت الناس يدخلون في دين الله افواجا)
3)آنچه كه در زمان خلفا حاصل آمد و ايران و مصر بدست مسلمانان افتاد!
4) آنچه كه پس از آن ، در زمان امويان و عباسيان بود واز مركز هندوستان گرفته تا اندلس جزو مرز اسلامي بود!
5)آنچه كه در حكومتهاي منطقه اي زمان خلافت كلي عباسيان از صده سوم تا صده پنجم شكل گرفت وهر گروهي ، منطقه اي را مرز خود قرار داده بود ودهها حكومت منطقه اي ومتضاد آمدند ورفتند وهر كس بيشتر زور داشت ، بر مرز بيشتري هم حاكم بود وكسي از مرز ديگري حميات نميكرد كه هيچ ، بل تشنه بچنگ آوردن آن هم بود !
6) تشكيل خلافت عثماني و از اين سوي ، حكومتهاي رنگارنگ در ايران واز سوي ديگر حكومتهاي خوارج در گوشه وكنار امت اسلامي و از وسي ديگر شكل گيري وهابيت در عربستان و از ديگر سو به قدرت رسيدن حكومتهاي مستقل و كاملا مختلف و متضاد در آفريقا و جدايي همه از هم و اختلاف همه با هم و تكفير هر گروه بدست گروه ديگر و خونريزيهاي بي پايان !
7) مرزهاي بين المللي فعلي و تقرير آن بدست سازمان ملل ، نتيجه صدهها سال جنگ بي پايان بر سر مرز!

و مرحله بعدي جهان انچنان كه آنها ترسيم كرده اند :
بي مرزي مطلق و گلوباليزيشن جهاني ...
 
  • حال بايد پرسيد ، كدام يك ، از اين 7 مرز موجود ، مرز مورد بحث ماست ؟
  • چه كسي بايد ماهيت آنچه مرز كشور اسلامي مي نامند ، تعيين كند ؟
اين مساله بحث مفصلي مي طلبيد و من تنها نظر خودم را ، آن هم بصورت مجمل بيان مي دارم :
  • از نظر فقه چون مفهوم مرز و حدود آن در روايات نيامده و اين ماهيت و مفهوم ، تنها در ارتكاز متشرعه وجود داشته و بقول علماء ، سيره ، دليلي لبي است و به اجماع ، در دليل لبي ، بايد به حد اقل اكتفا كرد ، پس بايد گفت ، آنچه فعلا مرز ماست ، مرز ايران زمين است و بس !
شاهد اين گفته :
  • اگر مرز اسلام ، آنچه حكومتهاي اسلامي گذشته بدست آورده اند باشد ، بايد پرسيد ، كدام حكومت؟
فرضها :
(1) حكومت پيامبر را مي فرمائيد ، كه مرز ش تنها شبهه جزيره بود وبس

(2) حكومتهاي خلفا را مي فرمائيد ، در آن زمان هم ، مرز مشخص و معيني
وجود نداشت و هر روز كم وزياد ميشد ؛ غير از اينكه هيچ يك از حكومتهاي
اسلامي بعدي به اين مرز پايبند نبودند وهر كس زور خود را ميزد كه مرز
بيشتري بدست آورد اين را هم اضافه كنيد ، نتيجه اين حرف اين است كه
مناطقي را كه خلفا نگرفتند و بني اميه گرفتند ، همچون طبرستان و آسياي
ميانه و از آن سوي مصر و الجزاير ووو جزء ومرزهاي اسلامي نباشد .

(3) حكومت بني عباس را ميگوئيد ، گذشته از اينكه بايد پرسيد به چه دليل
مرز بني العباس تا آخر الزمان بايد مرز اسلام باقي بماند ، ميتوان اين
خدشه را هم كرد كه خود بني العباس هم توسط فاطميون و سپس آل بويه
عقب نشستند و مرزها ، ميان گروههاي مختلف تقسيم شد و مرزي بنام
مرز بني العباس باقي نماند !

(4) اگر منظور از حكومت ، حكومتهاي منطقه اي بعدي همچون آل بويه
ويا خوارج و يا حكومت تركها و سلجوقيان است ، باز هم بايد پرسيد ،
چرا كار مثلا سلجوقيان بايد براي هزاران سال بعد حجت باشد ؟ غير از
اينكه اين حكومتهاي منطقه اي در پار ه اي موارد ، تنها بر بعضي از
شهرها حاكم بوده اند ونه بيشتر ، مثلا حكومت زنجيان كه تنها بصره و
شهرهاي اطراف را گرفتند ونميتوان گفت مرز كشور اسلامي تنها بصره است !

(5) حال اگر فرض كنيم ، مرزهاي فعلي جهان وحكومتهاي اسلاميشان ،
آن مرز موعود باشد ، بايد پرسيد :
اولا : اين گفته ، بر چه اساسي است ؟
ثانيا: اگر فرض كنيم مبنا ، حكومت اسلامي داشتن است !
پس در اين صورت كشورهايي همچون تركيه و مصر و تونس و افغانستان و آذربايجان
و حتي كشورهاي خليج ، كه حكومت اسلامي ندارند و حكومتهايي لائيك و سكولارند
و شدت سكولاريته و افراط علمانيت در حكومتي همچون تركيه ، حتي بالاتر از
حكومتهايي همچون آمريكا ست ، پس آنها نبايد جزء مرزهاي اسلامي حساب شوند!

و از آن طرف بايد مرزها را تنها به كشورهايي كه حكومت اسلامي دارند گسترش داد
مثال بارزش طالبان افغانستان است كه در اين صورت هم باز كار بيخ پيدا ميكند
چرا كه چون با از ميان رفتن حكومتي مثل طالبان در واقع ، به مرزهاي اسلامي
ضربه زده شده ، پس بايد كوشيد كه دوباره آنها بازگردند !
  • اگر فرض كنيم مبنا ، وجود مسلمان در آن منطقه است وبه هر مسلماني در عالم ، تعرض شود به مرزهاي اسلامي حمله شده !
در اين صورت بايد با كشته شدن هر مسلماني در جهان و با هر اهانت به پيامبر
در دانمارك و با هر آتش زدن مسجدي پس ترور وانگوك در هلند و با هر اهانت به
مسلمانان در آمريكا و انگليس ، پس از 11 سپتامبر و با هر كشته شدن مسلمانان
چچني در روسيه ، بايد پس از هر يك از اينها ، علماء نجف وقم ، حكم جهاد سر دهند
و با همه عالم بجنگند و 3 سوته هم با بمب اتمي انها نابود شوند !
غير از اينكه هنگامي كه ما بيينم ، در كشورهاي اسلامي به مسلمان توهين ميشود و
آن مسلمان حتي حق عبادات شخصي و مدني خود را ندارد وبنظر ما هم نبايد اينگونه
باشد ، طبق اين مبنا ميتوانيم به عربستان و خليج هم حمله كنيم وعراق و پاكستان را
هم بگيريم و بزنيم وبكشيم تا ديگر كسي به مرزهاي اسلامي كه همان مسلمانان باشند
متعرض نشود !
چنانكه ميبينيد ، اين قول هم نميتواند صحيح باشد!
وبا ابطال اين فرضها فرض بنده مستدل ميشود :
  • يعني چون مرز بندي ، دليل مشخص روائي يا قرآني صريح ندارد ، در نتيجه ما بايد به حد اقل اكتفا كنيم زيرا بيش از آن مقدار ، دچار تعارض و تضاد و و از هم پاشيدگي دروني و بالاتر از هم عدم دليل و مشروعيت هستيم !

اما دليل اول ، كه آيات قتال باشد :
اين آيات ، هفت قسمند :

1) ايات قتال با مشركين بطور عموم از غير اهل كتاب:
  • ( قاتلوا المشركين كافة كما يقاتلونكم كافة )
  • ( فاقتلوا المشركين حيث وجدتموهم )
2) آيات قتال با مشركين قريش:
  • (اذن للذين يقاتلون بأنهم ظلموا وأن الله على نصرهم لقدير
  • الذين اخرجوا من ديارهم بغير حق إلا أن يقولوا ربنا الله )
  • (قاتلوهم حتى لا تكون فتنة ويكون الدين كله لله )
3) آيات قتال با اهل كتاب:
  • (قاتلوا الذين لا يؤمنون بالله ولا باليوم الاخر ولا يحرمون
  • ما حرم الله ورسوله ولا يدينون دين الحق من اللذين اوتوا
  • الكتاب حتى يعطوا الجزية عن يد وهم صاغرون )
4) آياتي كه بر قتال با كفار بصورت مطلق (بدون هيچ قيدي)تاكيد كرده:
  • ( قاتلوا الذين يلونكم من الكفار وليجدوا فيكم غلظة )
5) آياتي كه بر قتال با منافقين و بغاة (تجاوزگران)مسلمان تاكيد دارد:
  • ( يا أيها النبي جاهد الكفار والمنافقين واغلظ عليهم )
و چنانكه منافق كسي است كه ظاهرا مسلمان است ، باغي هم كسي است كه
در ظاهر نام مسلمان دارد ، ولي از اسلام صحيح برگشته ، حال آنكه پيامبر فرمود:
يا علي لا يبغضك الا منافق(هر كس كه بغض تو را داشته باشد ، منافق است)
در نتيجه اين آيه را ميتوان بر جنگهاي جمل و نهروان و صفين هم تطبيق كرد...
لذا امير المومنين در جنگ جمل فرمودند : به خدا قسم اين آيه تطبيق
نشده بود مگر امروز!

6) آياتي كه بر قتال با كساني كه بر ضد مسلمين مي شورند تاكيد كرده :
  • وقاتلوا في سبيل الله الذين يقاتلونكم ولا تعتدوا إن الله لا يحب المعتدين )
7) آياتي كه بر قتال بدون هيچ قيدي تاكيد كرده :
  • ( وجاهدوا في الله حق جهاده )
  • ( فليقاتل في سبيل الله الذين يشرون الحياة الدنيا بالاخرة )
  • ( الذين آمنوا يقاتلون في سبيل الله والذين كفروا يقاتلون في سبيل الطاغوت )
حال سوال من اين است كه آيا در زمان كنوني همه اين آيات ، قابليت اعمال دارند يا خير ؟
يعني ما بايد هم با خوارج واقعي اين زمان كه اباضيون عمان باشند بجنگيم و چنان كه مولا علي با خوارج نهروان كرد ما هم سرزمين " ليمو اماني "را از شر باقيمانده خوارج نجات دهيم ، وهم با بغاة و متجاوزين وخوارج ظاهري وهابي كه چند كشور عمده خليج ، حاوي آنها ست بجنگيم چرا كه جداي اينكه ايشان خلافت را از خاندان علي بيرون ميبينند ، شيعه را هم از دشمن ترين دشمنان خود ميدانند و شبانه روز دهها وصدهها نفر از ما را ميكشند ( كاري كه حتي يهود هم نكرده) و قطعا مصداق بارز آيه اي است كه مولا علي بر اهل جمل تطبيق نمود ونيز مصداق بارز آيات قتال با متجاوزين مسلمان است و هم با مشركين اهل كتاب كه 30% مردم جهان را تشكيل ميدهند بجنگيم تا كلمه اسلام را در محيطهاي شرك آلود بر پا داريم و مسلمانان آن مناطق را از ظلم و جور حاكمان شرور سكولار نجات دهيم و هم اعلان جنگ با مشركين غير اهل كتاب كنيم، و از چين و ژاپن گرفته تا برسيم به هند و آفريقا ووو را هم جزو دشمنان واقعي خود بدانيم و هم با كفار كه طبق آخرين بر آوردها 5% جمعيت جهان هستند بجنگيم... گذشته از اينكه اگر بخواهيم مسلمان واقعي باشيم و قران را كاملا تطبيق كنيم ، بايد آيات قتال بصورت عام ، كه شامل بقيه آنهايي كه نام نبرديم مي شود را نيز تطبيق كنيم!!

و چنان كه ظاهر است ، ما با جمعيت 60 ميليوني خود(بنا بر اينكه همه ايرانيان جزء گروه ما باشند!!!!!) وبا امكانات فعلي خود (شهاب 3 در برابر بمب اتم انها !!!) توانايي جنگ و جدال با هفت ميليارد بشر را نداريم( كه قران ميفرمايد اگر تعداد دشمن بيش از دو برابر شما بود ، ميتوانيد نجنگيد)
پس چنان كه در روايات خواهد آمد ، عملا آيات قتال ميماند براي امام زمان نه اشخاصي با امكانات و تفكر محدود و همراه اشتباهات فراوان ، چون ما !
ضمن اينكه ترجيح هر كدام از اين آيات بر آيات ديگر و عدم تطبيق ديگر آيات ومثلا حكم به جنگ با يهود ، ولي نجنگيدن با وهابيون و خوارج يا نصارا ويا بودائيان مشرك ، به هر حال خروج از قرآن است!
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385ساعت 17:6  توسط   |