تبليغاتX
مناظرات ديني - لعن
امیر:
علامه فضل الله که مرجع تقلید است و مسلط بر احادیث و سیره امامان میفرماید : لعن از منهج اهل بیت نیست و ما در منهج آنها از این کار منع شده ایم والسلام
 
ساربان:
منهج ائمه را چگونه ميتوان فهميد؟ ايا جز با روايات؟
پس زيارت عاشوراء و ديگر روايات موجود چيستند؟
و اگر ائمه ، منهجشان بر لعن نبوده چون لعن بد است ،
پس بطريق اولي ، منهج قرآن هم نبايد بر لعن باشد..
حال آنكه در قرآن بارها كفار و منافقين و ظالمين لعن شده اند!
 
 
 
 امیر:
زیارت عاشورا از نظر علامه فضل الله سندا ضعیف است و علامه عسکری آن را بدون لعن دانسته
لعن قرآن بر عنوان تعلق میگیرد و بر شخص وارد نشده .....ما هم طبق قرآن مجاز هستیم لعن کلی بکنیم اما لعن شخصی طبق گفته علامه از منهج قرآن نیست و از منهج اهل بیت هم نیست

جناب ساربان قبلا جواب این سوالات را داده ام اما فرض را بر این نهاد م که فراموش کرده اید اگر بازهم سوالات تکراری بپرسید منتظر جواب نباشید

والسلام
 
ساربان:
1) به چه دليل ضعيف است؟
2)علامه عسكري آن را بدون لعن ندانست بلكه گفت ، لعن عمر وابوبكر در آن نيست!
3) فايده لعن كلي چيست؟ لابد ميدانيد كه در منطق، كليات منتج نيست؟ چون فايده" تبري" كه
جزء لا ينفك دين است ، در مصداق يابي است، نه كلي گوئي .. چون "تبري "از كليات و
عدم ذكر مصداق، مساوي است با نزديكي وتولي به مصاديق تبري !

فرض كنيد شما بگوئيد از شير فرار كن و اين را صد بار تكرار كني.. خوب ، آيا توقع داريد
كه اگر ما شير ديديم، فرار نكنيم؟ به اين بهانه كه مثلا حرفتان كلي بوده ، نه شير خاصي ؟
فكر نميكنيد كه دراين صورت ما به دام شير خواهيم افتاد و طبق سخن شما،
حتي در هنگام هلاك شدن هم نميتوانيم و نبايد بگوئيم ، بابا جان ، عقل و شرع گفته اند
از اين درنده فرار كن!
چرا ؟ لابد چون آنها كلي گفته اند نه جزئي و ما جايز نيست كلي را بر جزئي تطبيق دهيم...

چر ا در هنگام گناه ، نهي از منكر واجب شده ؟ و نگفته اند به تذكر كليات اكتفا كنيد؟
بلكه گفته اند ، بگوئيد اين گناه را نكن؟ و چرا شما در اين موارد ، مصداق يابي ميكنيد؟

يا فرض كنيم كه زن وشوهري كه كارشان به جدايي كشيده واينك بفرموده
قرآن "حكم" آورده اند در مجلس رفع اشكال ، هي به ذكر كليات اكتفا شود كه آقا بايد نان بياورد
وخانم بايد تمكين كند ووو وديگر از آن دو نپرسند كه مشكل واقعي شما چيست؟
واگر هم خواستند دهان باز كنند به ايشان بگوئيم خير به كليات اكتفا كنيد..
ايا فكر نميكنيد تا مشكل ريشه اي حل نشود و به كليات اكتفا نشود ،آن زن و شوهر،
بار ديگر تا آستانه طلاق خواهند رفت؟

آيا به كسي كه زنا كرده ميتوان گفت زنا حرام است ولي زناي تو را نميدانم؟
يا ميگوئيد بد بخت زنا نكن!
و آيا به كسي كه غصب كرده ، ميتوان فقط گفت غصب حرام است ،
ولي غصب تو را نميدانم؟ شايد غصبت حلال باشد؟

شما اصولا چرا از بوش و صدام و هيتلر، بدتان مي آيد؟و يا از آنها هم بدتان نمي ايد؟!
يا مثلا به ملحد بگوئيد ، فقط بايد به يك موجود فرا زميني باور داشت ولي چون مصداق يابي
جايز نيست، نگوئيم اين موجود كلي فرا زمين كسي جز خدا نميتواند باشد !
مسيحيت و يهوديت را چون دينهاي جزئي هستند ، محكوم نكنيم و به شيطان پرست نگوئيم ،
تو راه اشتباه ميروي و هزار ان نقض ديگر !

پس مي بينيد كه راهي كه شما در پي آن هستيد تمام دين را از بين خواهد برد !
چرا كه دين را در يك لفافه پوشالي كلي گوئي منحصر ميكند وو ان را در عالم ديگري
نگه ميدارد و نميگذارد بدرد مردم بخورد!


و در واقع در اين صورت ، دين ، راهي كه قرار شده به ما نشان دهد را نشان نميدهد و
" صراط مستقيم" ، صراط نشد چون هر عمل ما ،عملي جزئي است و لابد قرار نيست،
كليات قرآن بر آن منطبق باشد! بس كلا قرآن پَر!

4) اگر اينگونه باشد كه كليات قران را نتوان تطبيق كرد ، پس" اقيموا الصلاة" هم براي ما نيست،
چون كلي است و" اتو الزكاة "هم هكذ او و ديگر هم نميتوان هيچ فرع فقهي استنتاج كرد ،
چون استنتاج ،هميشه مصداق يابي است پس نميتوان گفت كه اينترنت هم حلال است يا حرام ،
چون در قرآن فقط كليات آمده وهزاران نقض ديگر قراني !
و اگر نميتوان ظالم را لعن كرد ، چرا خود پيامبر بارها ، ظالمين زمان خودش را لعن كرد؟
5) اگر علامه فضل الله گفته لعن نكنيد، اولا، بدرك وثانيا،
دهها علامه ديگر گفته اند لعن بكنيد پس اين به آن در!
6) كسي مجبورتان نكرد پاسخ بدهيد!
 
 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم تیر 1385ساعت 21:8  توسط   |