می توانیم بگوئیم ولی امر ما کیست ... می توانیم بگوئیم رهبر ما کیست ، اما صاحب گفتن با این لحن ، تطابقی با قرآن و سنت و عترت ندارد.
این که تا این حد متناقض است ...
دقيقا مثل بقيه است، پس چرا او بعنوان پيامبر برگزيده شده و نه ما ؟! و آيا واقعا او هيچ خصوصيت متمايزي نداشته؟
بنده در ترجمه آن کمی شک دارم ... آنچه که من خواندم چیزی فراتر از این " همانند شما بشر هستم " بود . و تازه آن حدیث دلیلی بر مالک بودن ائمه نبود .لطفا اگر زحمتی نیست ترجمه را بنویسید .
حال این مالکیتی که دوستمان تعریف می کنند ... ، جزو گستره ربوبیت و از خصایص آشکار ربوبیت نیست ؟ و آیا نباید به سفارش همین حدیث و انطباق با قرآن ، از نسبت دادن نسبت های اغراق آلود که با گستره حکومت پرودگار تداخل می کند پرهیز کرد ؟
مالك ما هستند با اجازه خدا (كه گوينده هم قطعا همين را ميگويد)، اين كار او قطعا شرك نيست!
شريك طولي خدا شدند نه عرضي.
عنوان برای بنده بسیار لرزاننده است ... وقتی وارد تاپیک شدم انتظار داشتم که در مورد قدرت و زیبائی خداوند یکتا صحبت شده باشد ... که ناگهان به چنین متنی خوردم .
ولي ماست ، مشرك شده ام ، چون تنها خدا ولي است؟![]() |
نقل قول: |
|
|
يا سلمان نزلونا عن الربوبية ، وادفعوا عنا حظوظ البشرية ، فانا عنها مبعدون ، وعما يجوز عليكم منزهون ، ثم قولوا فينا ما شئتم ، فان البحر لا ينزف ، وسر الغيب لا يعرف ، وكلمة الله لا توصف ، ومن قال هناك : لم ومم ، فقد كفر اي سلمان! ما را از ربوبيت پائين بياوريد و دفع كنيد از ما بديهاي بشريت را كه ما از ربوبيت دوريم واز آنچه برشما جايز است ، منزهيم! سپس هر آنچه ميخواهيد به ما نسبت دهيد كه دريا تمام نشدني و سر غيب شناخته نشدني و كلمة الله ،وصف ناشدني است ! و كسي كه بگويد ، چرا و يا از كجا؟ كافر است! |
||
![]() |
![]() |
نقل قول: |
|
|
اي واي! بعد از اين همه سال هنوز معناي اين آيه مشخص نشده؟!! اين آيه مي فرمايد : من همانند شما بشر هستم يعني مثلا ملك نيستم و يا هر آنچه خدا ميگويد بر شما بازگو ميكنم و از خود اختياري ندارم كه هر انچه خود حتي مقابل خدا بخواهم انجام دهم! اما تا به حال ، هيچ يك از مفسرين نگفته كه آيه ميگويد : من دقيقا مثل شما هستم!! چون دراين صورت جاي اين سوال بود كه اگر پيامبر دقيقا مثل بقيه است، پس چرا او بعنوان پيامبر برگزيده شده و نه ما ؟! و آيا واقعا او هيچ خصوصيت متمايزي نداشته؟ |
||
|
در اصل توسط sareban نوشته شده است |
![]() |
![]() |
نقل قول: |
|
|
پس لابد اگر من هم تاپيك بزنم كه علي ولي ماست ، مشرك شده ام ، چون تنها خدا ولي است؟ |
||
|
در اصل توسط sareban نوشته شده است |
![]() |

![]() |
نقل قول: |
|
|
سلام علیکم "ولی "، که همان مالک نیست ... ! انما ولیکم الله ورسوله والذین امنوا الذین یقیمون الصلاه ویوتون الزکاه وهم راکعون ![]() |
||
|
در اصل توسط صبح نوشته شده است |
![]() |
![]() |
نقل قول: |
|
|
این روایت را در کتب اربعه و کتاب های معتبر شیعه پیدا نکردم ........ ثانیا آیا ممکن است که معصوم چنین حرفی بزند ؟؟!! در بالابردن ما هر چه خواستید بگویید غیر از ((ربوبیت)) ؟؟!!! یعنی بگویید ما پرواز میکنیم و احتیاج به غذا نداریم و... مخالف با نص صریح نیست ؟؟!!در جایی که آمده : وَ ما جَعَلْناهُمْ جَسَداً لا يَأْكُلُونَ الطَّعامَ... آنان (انبیا ) را جسدی که غذا نخورند قرار ندادیم .... طبق روایت می توان غیر از ربوبیت هرچیزی را نسبت داد...مثلا" بی احتیاج بودن به غذا را نسبت داد در حالی که قرآن درباره نبیای کرام با آن مقاماتشان میفرماید : وَ ما جَعَلْناهُمْ جَسَداً لا يَأْكُلُونَ الطَّعامَ ....آنان (انبیا ) را جسدی که غذا نخورند قرار ندادیم .... آیا این روایت را میپذیرید !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟ |
||
|
در اصل توسط امیر نوشته شده است |
![]() |

![]() |
نقل قول: |
|
|
نسبت دادنش شدني است ، بايد اين دو شرط را داشته باشد! فهميديد؟! |
||
![]() |
![]() |
نقل قول: |
|
|
این نسبت دادن ها را چه کسی تعیین میکند ؟؟؟؟؟؟؟؟!!!! |
||
|
در اصل توسط امیر نوشته شده است |
![]() |
![]() |
نقل قول: |
|
|
یعنی پرواز کردن و سایه نداشتن را هم شامل میشود ؟؟!!! |
||
![]() |

.(1)![]() |
نقل قول: |
|
|
جزء 18 سوره الفرقان آيه 2 الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَمْ يَتَّخِذْ وَلَدًا وَلَمْ يَكُن لَّهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيرًا خداوندى كه حكومت آسمانها و زمين از آن اوست، و فرزندى براى خود انتخاب نكرد، و همتايى در حكومت و مالكيّت ندارد، و همه چيز را آفريد، و به دقّت اندازهگيرى نمود! ++++++++++++++++++++++++++ جزء 15 سوره الاسراء آيه 111 وَقُلِ الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَدًا وَلَم يَكُن لَّهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَلَمْ يَكُن لَّهُ وَلِيٌّ مِّنَ الذُّلَّ وَكَبِّرْهُ تَكْبِيرًا و بگو: (ستايش براى خداوندى است كه نه فرزندى براى خود انتخاب كرده، و نه شريكى در حكومت دارد، و نه بخاطر ضعف و ذلّت، [حامى و] سرپرستى براى اوست!) و او را بسيار بزرگ بشمار! |
||
|
در اصل توسط صبح نوشته شده است |
![]() |
داده. ولي چون اينگونه(ملك بمعناي مالك و صاحب ) نيست پس اين دليل شما بدرد نميخورد و چنانكه گفتم ، آيات منافاتي با انچه من گفتم ندارد.. خدا غني و مالك و شفيع و ولي ووو بالذات است ولي عقلا ميتوان پذيرفت كه اين قدرتهاي خود را به كساني داده باشد .. بله اين عدم منافات عقلي ، دليلي بر اثبات مدعاي ما نيست ولي واگر طبق رواياتي كه وجود دارد كسي اين ادعا را هم بكند ، سخن چندان گزافي كه شايسته باشد او را مشرك بخوانيم نگفته ، مثلا در زيارت جامعه كبيره ميخوانيم: واسترعاكم امر خلقه(سرپرستي خلقش را به شما واگذار كرد) غير از اينكه اصولا مگر مالك چيست ؟ و چه حقوقي دارد؟ مالكيت ، به معناي داشتن معجزات تكويني كه قابل انكار نيست و گمان هم نكنم شما انكار كنيد؛ بله اگر مالكيت بمعناي دادن دستوراتي خلاف شرع باشد ، ائمه
از آن بريئند.
هم غلو كنند!![]() |
نقل قول: |
|
|
البته طبق قول حق، كه بيشتر علماي فعلي هم قائلند ، امام هم ولايت مطلقه ندارد يعني امام نميتوان بگويد كه از اين پس نماز نخوانيد ويا روزه نگيريد حال بعضي از آقايان براي ولي فقيه هم ولايت مطلقه قائلند ! و همين صحبتها باعث ميشود كه در ائمه هم غلو كنند! |
||
|
در اصل توسط sareban نوشته شده است |
![]() |
در هر موردی چون و چرا ندارد حتی موردی که به نظر ما نادرست است .![]() |
نقل قول: |
|
|
با هوش جان "ولي" را مثال زدم! گفتم اگر گفتن صاحب ، بدون آوردن قرينه ، شرك باشد بايد گفتن" شفيع" و "ولي" هم شرك باشد چون كسي شك ندارد كه تنها خدا شفيع و ولي بالذات است وبس! حال هي برويد براي خودتان علامت پيروزي بگذاريد! مگر اين وهابيها ، مبارزه با شرك را از كجا شروع كردند كه اينك تمام مسلمان را مشرك ميدانند و همه را ميكشند؟ از همين حمل نكردن فعل مسلم بر صحت بوده است ديگر! چطور ميتوانيد به همين راحتي در دام آنها بيفتيد و خود را هم پيرو ز بدانيد؟ انوقت ميگويند تبليغات اثر ندارد!!! |
||
|
در اصل توسط sareban نوشته شده است |
![]() |
و پرهیزگاری آن است که از خود چیزی بر اسلام اضافه نکنیم .
شما تنها فرمودید که خداوند از فضل خود ، ملک عظیم را به ائمه اطهار اعطا کرده که جائی این حکمت تفسیر شده و گاهی ملک امامت ... اما کجای اینها ، ملک انسان است ؟ در وادی اطاعت از خداوند و پیامبر و اولی الأمر ، ما مجاز نیستیم که به همین راحتی معانی کلمات مختلف را بنا بر رای خود تفسیر کنیم .
، صحابه و تابعين و علما و غيرشان نگفتند كه خدا با آيات شرك، برده داري را نفي كرده!

![]() |
نقل قول: |
|
|
1) مالكيت اگر بمعناي معهود خود باشد ، منافاتي با اختيار داشتن انسان ندارد چرا كه ما هم مختاريم ولي صاحب ما خداست ! پس اين هم اشكالي ندارد كه ائمه مالك ما باشند ولي ما مختار باشيم! |
||
![]() |
![]() |
نقل قول: |
|
|
ثابت شد كه قائل به مالكيت كسي شدن مساوي با شرك نيست والا اسلامي كه برده داري را (حتي موقتي) پذيرفته ، بايد شرك را قبول مي داشت در حالي كه اين همه ايات راجع به شرك در قران هست و هيچ يك از ائمه ، صحابه و تابعين و علما و غيرشان نگفتند كه خدا با آيات شرك، برده داري را نفي كرده!اما بله غير از آنچه گفتم(آن روايت)، دليل واضحي براي مالك بودن اعتباري نداريم ! چند نكته : 1) مالكيت اگر بمعناي معهود خود باشد ، منافاتي با اختيار داشتن انسان ندارد چرا كه ما هم مختاريم ولي صاحب ما خداست ! پس اين هم اشكالي ندارد كه ائمه مالك ما باشند ولي ما مختار باشيم! 2) نكته ديگري كه در صحبتهاي دوست عزيزمان جناب صبح ديده شد ولي اشتباه است ، اين است كه ولايت، امري تكويني و حقيقي است وبه انتخاب ما باز نميگردد! 3) ملكيت امري اعتباري است نه حقيقي، بله بجز ملكيت خدا كه همه وجودمان از اوست و مساوي خالقيت است؛ در نتيجه اگر بحثمان بر سر ملكيت اعتباري باشد، هيچي مشكلي ندارد كه بگوئيم ائمه مالك ما هستند ولي اگر منظور، ملكيت حقيقي يمعناي خالقيت باشد البته كه اين ادعا شرك است ![]() |
||
|
در اصل توسط sareban نوشته شده است |
![]() |
فی قوله تعالی "فقد آتینا آل ابراهیم ....."
در باره آیه " ما به آل ابراهیم...."
باشد.![]() |
نقل قول: |
|
|
سلام علیکم چطور منافاتی ندارد ؟ ما در اینکه مالک و خالق ما خداست ، و خدا ما را خلق کرده ، اختیاری که نداریم ؟... بر عکس آنزمانی که ولایت معصوم را با آگاهی می پذیریم ... آنزمان اختیار داریم ، اختیاری که در خلقتمان و از سوی مالک حقیقی انسانها وجود دارد ، ... ضمن اینکه هر لحظه که بخواهیم می توانیم این مالکیت امر را از معصوم سلب کنیم . البته مشخصا این شرط بی دینی است ! اما شدنی ... لذا ما تا مؤمنیم ، تحت امر و اطاعت معصومیم ... ، که این از نصوص صحیح قرآن بر می آید ، و اگر بی دین و غیر مؤمن شدیم ، نه ولایتی وجود دارد ، نه اطاعتی ، نه مالکیتی ... پس این چه نوع مالکیتی است که به اراده مملوک ارتباط دارد ؟ . |
||
|
در اصل توسط صبح نوشته شده است |
![]() |
![]() |
نقل قول: |
|
|
با سلام دليل شما خوب ، ولي مبتني بر دو مقدمه مشكوك است! 1) "مُلك" بمعناي ماليكت اعتباري باشد. 2) ملكيت اعتباري ، همان ولايت و واجب الاطاعة بودن ائمه باشد.حال اگر ميتوانيد اين دو مقدمه را ثابت كنيد. پ.ن) بله من ميدانستم "حظوظ" بمعناي بهر ه ها ست ولي در آن روايت ، به همان معنايي است كه عرض كردم(استفاده معنا از سياق) والا روايت معناي عكس ميدهد! |
||
|
در اصل توسط sareban نوشته شده است |
![]() |

![]() |
نقل قول: |
|
|
1- معنای ملک روشن است و مالکیت از همین ریشه است. تنها چیزی که باقی می ماند اعتباری بودن یا نبودن آن است که تصور نمی کنم نوع غیر اعتباری و مطلق آن را بتوانیم به معصوم نسبت دهیم! . |
||
|
در اصل توسط حق جو نوشته شده است |
![]() |
نبود و اصولا نميتوان پذيرفت كه مثلا ولي فقيه چون حاكم است ، مالك ما باشد؛ ميتوان؟) پس ، اينكه خدا و ائمه
مالك باشند را بايد از دليل ديگري بدست آورد واين لفظ(ملك) چنان كه عرض شد اين معنا را نميدهد!![]() |
نقل قول: |
|
|
2- مقدمه دوم هم در متن آیه و حدیث بروشنی اثبات شده است یعنی واجب الاطاعه بودن معصوم به تعبیر خداوند ملک و مالکیت دانسته شده است و بنده معذورم! |
||
![]() |
![]() |
نقل قول: |
|
|
قصد من در باره حدیث نقد سخن شما نبود بلکه قصدم کسب اطلاع برای خودم بود. اگر ما نتوانیم حدیث را با حظوظ به معنای بهره ها و نصیبها ( که معنای صحیح آن است ) ترجمه کنیم ظاهرا اقدام بعدی تحقیق است نه جایگزین کردن با کلمه ای که مرتبط نیست |
||
![]() |
بپرسند چه چيز بشريت را ميتوان از آنها نفي كنيم ؟!، منظور از اين نقطه چين ، چه چيزي جز بديهاي بشريت ، ميتواند باشد؟![]() |
نقل قول: |
|
|
المنجد: ملک ( به فتح سه حرف ) احتواه قادرا علی التصرف و الاستبداد الملک ( ضم میم ) ما یملکه الانسان و یتصرف به. العضمه و السلطه الملک ( کسر لام ) صاحب الملک . صاحب الامر و السلطه علی امه او قبیله او بلاد همانگونه که شما هم اشاره کردید معنای اصلی کلمه ملک همان مالکیت و تملک است و به این اعتبار که پادشاه یا حاکم بر رعیت خود تملک دارد او را نیز ملک می خوانند یا پادشاهی را ملک می نامند. خداوند می توانست در آیه مورد نظر من از کلمه حکومت یا ریاست یا امارت استفاده کند اما این کار را نکرده و ملک را به کار برده که همیشه تملک و مالکیت را در خود دارد و این قابل انکار نیست. از اینکه بحث لغوی قضیه را هم باز کردید ممنونم. لذا مقدمه اول هم پذیرفتنی است. ............................................. توضیح شما را در باره حدیث مفید و قابل استفاده می دانم و البته جای بررسی بیشتر هم هست. اگر نکته دیگری به نظرتان رسید ما را بی بهره نگذارید. والله یوتی ملکه من یشاء ...... |
||
|
در اصل توسط حق جو نوشته شده است |
![]() |
![]() |
نقل قول: |
|
|
سلام با این اوصاف ، آیا امام می تواند ، اختیاری که خداوند به انسان داده را _بدون اذن خدا_ سلب کند ؟ و آیا امام بطور مطلق ، مالک اختیار انسان است ؟ . |
||
|
در اصل توسط صبح نوشته شده است |
![]() |