تبليغاتX
مناظرات ديني
 
 
امیر:
 
بسم الله الرحمن الرحیم

سوال : آیا میتوان گفت که فلانی به بهشت میرود یا فلانی به جهنم ؟!

جواب : (شهید مطهری : )

اصولا حساب اشخاص در دست خدا است ،
هيچكس حق ندارد درباره كسی بطور قاطع اظهار نظر كند كه اهل بهشت است‏
يا اهل دوزخ ؟
اگر از ما بپرسند : آيا شيخ مرتضی انصاری ( اعلی الله‏ مقامه ) با آن زهد و تقوا و ايمان و عمل شناخته شده‏اش حتما اهل بهشت‏ است يا نه ؟ پاسخ ما اين است كه آن اندازه كه ما از آن مرد اطلاع داريم‏ اين است كه در نظام علمی و عملی او ، بدی سراغ نداريم ، آنچه سراغ داريم‏ خير و نيكی است اما اينكه صد در صد بگوييم اهل بهشت است در اختيار ما نيست ،

خداست كه بر همه ضمائر اشخاص ، مطلع است و تمام اسرار و خفايای نفوس را می‏داند و حساب خلائق نيز با او است . تنها درباره كسانی‏ می‏توان بطور قاطع اظهار نظر كرد كه از طريق اولياء دين سرنوشت نهايی‏ آنها اعلام شده است .
....
تعيين مقامات بندگان خدا به عهده‏ ما نيست ، بايد به خدا واگذار شود و جز خدا كسی نمی‏داند مگر از ناحيه‏ خود خدا . در صدر اسلام ، مواردی پيش آمده كه برخی از مسلمين از اين قبيل اظهار نظرهای بيجا كرده‏اند و رسول‏اكرم ( صلی الله عليه و آله و سلم ) از آنها جلوگيری فرموده‏اند .
وقتی كه عثمان بن مظعون از دنيا رفت ، زنی از انصار به نام " ام علاء " كه ظاهرا زن همان مردی بود كه عثمان بن مظعون در خانه او می‏زيست و مهمان او بود ، در حضور حضرت رسول خدا ( ص ) جنازه وی را مخاطب ساخته‏
گفت :
هنيئا لك الجنة .
" بهشت ، تو را گوارا باد " .

با اينكه عثمان بن مظعون ، مرد جليل القدری است و رسول اكرم در مرگ‏ او سخت گريستند و خود را روی جنازه وی انداختند و او را بوسيدند ، ولی‏ از اين اظهار نظر گستاخانه‏ای كه آن زن كرد خشمگين شدند ، با نگاهی غضب‏ آلود متوجه وی شده فرمودند : از كجا می‏دانی ؟ چرا ندانسته قضاوت می‏كنی ؟ مگر به تو وحی شده است ؟ ! مگر تو از حساب خلق خدا آگاهی ؟ ! زن عرض‏
كرد : يا رسول الله ! وی همنشين شما و جنگجوی مجاهد شما بود . رسول اكرم‏ ( ص ) جمله عجيبی در پاسخ وی فرمود كه شايان دقت است . فرمود :
« انی رسول الله و ما ادری ما يفعل بی » .
" من فرستاده خدايم و نمی‏دانم با من چگونه رفتار خواهد شد ".

...نظير اين جريان در مرگ سعد بن معاذ هم نقل شده است . در آن قضيه ، وقتی كه مادر سعد در بالين وی مشابه همين جمله را می‏گويد رسول اكرم ( صلی‏ الله عليه و آله و سلم ) می‏فرمايد : ساكت باش ، بر خدا حتم نكن : " لا تحتمی علی الله " يعنی از پيش خود در كاری كه مربوط به خداست قضاوت‏ حتمی نكن .

والسلام
 
 
 
ساربان:
ببينيد دوست عزيز اين هم باز بر مي گردد به همان مبحث حق و حقوق!
ما بخودي خود نميتوانيم بگوئيم چيزي حتمي است ولي اگر خود" ذي حق"
اينگونه گفته باشد بتبع آن ما هم ميتوانيم خبر قطعي دهيم!
و اگر خود خداوند بفرمايد :
أَلَمْ يَعْلَمُوا أَنَّهُ مَنْ يُحَادِدِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَأَنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدًا فِيهَا ذَلِكَ الْخِزْيُ الْعَظِيمُ
ديگر اجتهاد در برابر نص نميتوان كرد! وبايد گفت اينها قطعا جهنمي هستند چون خدا فرموده!
 
 
 
امیر:
 جناب ساربان
یکبار مقاله فوق را بخوانید ........هیچ کس حق چنین کاری را ندارد زیرا تنها خداست که به ذات اشخاص بصیرت دارد و ما فقط ظاهر را میبینم و به خفایای نفوس بینایی نداریم .....شما با توجه به سخن استاد نمیتوانید با قاطعیت بگویید که مثلا شیخ انصاری با آن معروفیت به بهشت میرود....
 
 
 
ساربان:

آياخود خدا حق دارد بگويد چه كسي جهنم ميرود ويا نعوذ بالله او هم حق ندارد؟
 
امیر:
خداست كه بر همه ضمائر اشخاص ، مطلع است و تمام اسرار و خفايای نفوس را می‏داند و حساب خلائق نيز با او است . تنها درباره كسانی‏ می‏توان بطور قاطع اظهار نظر كرد كه از طريق اولياء دين سرنوشت نهايی‏ آنها اعلام شده است .
 
ساربان:
پس خداوند ميتواند بگويد؟
خوب پس اين وعيدهاي جهنمي در قرآن ، چيستند؟
اگر خدا بگويد كافر ، قطعا جهنمي است و ميدانيم آن شخص ،
قطعا كافر است ، ايا جهنمي نخواندن او موافق قرآن است؟
 
امیر:
ما نمیتوانیم کافر بودن و ((در حال کفر مردن)) کسی را ((به طور قاطع)) تعیین کنیم ....زیرا خداوند میداند چه کسی در حال کفر مرده وتنها اوست که از ذات آنها با خبر است ..........چه بسا کسانی که قبل از مرگ خود توبه میکنند.
اگر چنین نبود رسول الله همچین حرفی را نمیزد
ثانیا بیهوده تلاش نکنید زیرا بنده در جایی که نص صریح از رسول الله برسد به حرف دیگران نخواهم کرد .حضرت ( جانم فدایش ) فرمود که حق نداریم بر خدا حتم کنیم ... من هم مطیع ایشان هستم
والسلام
 
 
ساربان:
اين چه حرفي است جناب امير ؟
آيا اينكه خدا فقط از كلمه جهنم در 72 جاي قرآن ، استفاده كرده و كفار را بقطع جهنمي دانسته ،
صريح در جهنمي بودن آنها نيست؟ ميشود به ما بگوئيد ، صراحت يعني چه؟
نكند ميخواهيد بگوئيد ما نميدانيم كافر كيست؟ و يا لابد امثال هرمز بهمن هم مسلمانند؟
 
 
 
امیر:
ما نمیتوانیم کافر بودن و ((در حال کفر مردن)) کسی را ((به طور قاطع)) تعیین کنیم ....زیرا خداوند میداند چه کسی در حال کفر مرده وتنها اوست که از ذات آنها با خبر است ..........چه بسا کسانی که قبل از مرگ خود توبه میکنند
 
ساربان:
فرعون هم قبل از مرگ توبه كرد ولي خدا ميفرمايد:
النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا غُدُوًّا وَعَشِيًّا وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آَلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَابِ

پس بالاخره ، هيچ كس شما نقض شد!
 
 
امیر:
جناب ساربان بنده نگفته ام که علت اینکه نمیتوان چنین کاری (تعببن سرنوشت افراد )را انجام داد اینست که ما از توبه آنها مطلع نیستیم
بلکه احتمال دادم که شاید یکی از علت های فرمایش مولایمان رسول الله این باشد که شاید برخی توبه کنند والله اعلم ....والا بنده در مقامی نیستم که علت دستور دادن حضرت را تعیین کنم .........بنا براین بر ما لازم است که با پیروی از رسول الله چنین کاری را انجام ندهیم و اگر بعضی ها(؟؟؟؟) انجام دادند با آن مبارزه کنیم نه اینکه آن را تایید کنیم ......پیامبر فرموده ما هم باید گوش دهیم
 
ساربان:
ميگويند توبه گرگ ، مرگ است!
ابتدا شما از آن كلمه هيچ كس دست برداريد تا شايد با يك صحبت ديگر قال قضيه كنده شود!
 
 امیر:
در ذيل آن روايت كه ام علاء گفته بود : "هنيئا لك" آمده : اين سخن پيامبر بدين سبب گفته شده كه " سعد" با خانواده اش بد زبان بوده!
پس كار" ام علاء" و دعاي او نابجا بوده! و سخن پپامبر هم اين است كه شخصي كه جهنمي است را نميتوان دعا كرد و يا بهشتي دانست!

روايت هم بيش از اين كشش ندارد ، كشش ندهيد لطفا!
 
 
امیر:
جناب ساربان برای همین است که میگویم اول مقاله استاد را بخوانید بعد بحث کنید !!! شخص مذکور صحابی جلیل القدر عثمان بن مظعون بوده ....اما با این حال بازهم پیامبر گفته حق نداریم که بر خدا حتم کنیم ....بسیار واضح است
 
 
ساربان:
عجب!
  • القاسم وعثمان بن عيسى عن علي عن أبي بصير عن أبي عبد الله عليه السلام قال : إن سعدا لما مات شيعه سبعون الف ملك فقام رسول الله صلى الله عليه وآله على قبره فقال ومثل سعد يضم ؟ فقالت أمه : هنيا لك يا سعد وكرامة فقال لها رسول الله : يا أم سعد لا تحتمي على الله فقالت يا رسول الله قد سمعناك وما تقول في سعد فقال : ان سعدا كان في لسانه غلظ على أهله
البحار 6 / 263 - 262 وتفسير البرهان سورة إبراهيم الآية 27 المجلد 2 / 312 . ( 239 ) البحار 6 / 236 . ( 240 ) البحار 6 / 217
  • الكافي - الشيخ الكليني - ج 3 - ص 236
  • عدة من أصحابنا ، عن أحمد بن محمد بن خالد ، عن عثمان بن عيسى ، عن علي بن أبي حمزة ، عن أبي بصير قال : قلت لأبي عبد الله ( عليه السلام ) : أيفلت ( 1 ) من ضغطة القبر أحد ؟ قال : فقال : نعوذ بالله منها ما أقل من يفلت من ضغطة القبر إن رقية لما قتلها عثمان وقف رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) على قبرها فرفع رأسه إلى السماء فدمعت عيناه وقال للناس : إني ذكرت هذه وما لقيت فرققت لها واستوهبتها من ضمة القبر قال : فقال : اللهم هب لي رقية من ضمة القبر فوهبها الله له قال : وإن رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) خرج في جنازة سعد وقد شيعه سبعون ألف ملك فرفع رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) رأسه إلى السماء ثم قال : مثل سعد يضم ، قال : قلت : جعلت فداك إنا نحدث أنه كان يستخف بالبول ، فقال : معاذ الله إنما كان من زعارة ( 2 ) في خلقه على أهله ، قال : فقالت أم سعد : هنيئا لك يا سعد ، قال : فقال لها رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) : يا أم سعد لا تحتمي على الله
 
امیر:
 
استاد دوتا روایت آورده وو شما دومی را در نظر داشته اید و متنش را آورده اید.....خواهش کردم یکبار مقاله را بخوانید بسیار بعید است استاد اشتباه بکند ....((اصلا ))حاضر نیستید ببینید استاد چی چی گفته !!!!!!!!
 
 
 
ساربان:
 
امير جان!
بالاخره اگر سعد بوده پس شما اشتباه كردي كه گفتي عثمان بوده لا غير و بيخودي از من خرده گرفتي و معلوم ميشود شما مقاله را نخوانده بوده ايد نه من واگر عثمان بوده باز هم شما اشتباه كرد ه ايد كه گفته ايد سعد نبوده!
به هر حال من روايت عثمان را پيدا نكردم ولي روايت سعد مشهور است!
ضمن اينكه عليكم بالمتون لا بالحواشي
بله روايت عثمان بن مظعون را هم پيدا كردم ولي تنها در كتب اهل سنت است!
 
 
امیر:
با سلام
برادر هردوی آنها در کتب شیعه هست خوب جستجو نکرده اید
الكافي 3 262 باب النوادر ..... ص : 250
4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعَ النَّبِيُّ ص امْرَأَةً حِينَ مَاتَ عُثْمَانُ بْنُ مَظْعُونٍ وَ هِيَ تَقُولُ هَنِيئاً لَكَ يَا أَبَا السَّائِبِ الْجَنَّةُ فَقَالَ النَّبِيُّ ص وَ مَا عِلْمُكِ حَسْبُكِ أَنْ تَقُولِي كَانَ يُحِبُّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ رَسُولَه‏
 
 
ساربان:
اين روايت، بسبب وجود سهل بن زياد ضعيف است
 
امیر:

دین شناس تر از مطهری !!!!
برادر من این روایت آنچنان قوی است که هم خود آن هم مانند آن در کتب معتبر شیعه آمده است و استاد مطهری هم آن را تایید کرده و به آن استناد کرده است اگر ضعیف بود استاد مطهری اینچینین بر روی آن مانور نمیداد و بحث نمیکرد.......
عجیب است که آن راوی که حدیث : مضمونا" : ((غیر از ربوبیت هرچه را خواستید در مورد ما به کار برید )) را به معصوم نسبت میدهد قوی میدانید اما این روایت که بارها در کتب شیعه مانند آن آمده ضعیف است !!!!

گویا نظر شیخ طوسی مخالف رای شماست که او ایشان را ثقه دانسته ؟؟!!
رجال‏الشيخ‏الطوسي ص : 387
5699- 4- سهل بن زياد الآدمي
يكنى أبا سعيد، ثقة، رازي.

تازه این روایت در ((کافی )) آمده و کسانی که احادیث کتب اربعه را مطلقا صحیح میدانند نباید اعتراض کنند ....البته همین روایت دوباره در کتاب بحار هم به نقل از کافی آمده است ...

ثانیا بر فرض اگر از نظر بعضی ها راوی ضعیف باشد نمیتوان گفت که روایت صد در صد مخدوش است بلکه از آنجا که مششابه آن آمده است باید اعتماد کرد
ثالثا چطور به خود اجازه مدهید کهه بهشتی و جهنمی بودن کسی را تعیین کنید؟؟...آیا این مخالف نص صریح قرآن نیست (اهم یقسمون رحمة ربک ..آیا آننان رحمت پروردگارت را قسمت میکنند ؟؟؟!!)
رابعا پیشنهاد میکنم یکبار دیگر مقاله را بخوانید
والسلام
 
 
 ساربان:
نقل قول:
 
 
دین شناس تر از مطهری !!!!
 
 

در اصل توسط امیر نوشته شده است

سفسته رجوع به اتوريته

نقل قول:
 
 
برادر من این روایت آنچنان قوی است که هم خود آن هم مانند آن در کتب معتبر شیعه آمده است
 
 
چنان كه گفتم ، آن روايت هم از نظر سندي و هم از نظر دلالتي مشكل دارد

نقل قول:
 
 
و استاد مطهری هم آن را تایید کرده و به آن استناد کرده است اگر ضعیف بود استاد مطهری اینچینین بر روی آن مانور نمیداد و بحث نمیکرد.......
 
 
خب الحمد لله كه يك منبع جديد براي دين پيدا شد.. قرآن، سنت ، عقل ، اجماع ، مطهري

نقل قول:
 
 
عجیب است که آن راوی که حدیث : مضمونا" : ((غیر از ربوبیت هرچه را خواستید در مورد ما به کار برید )) را به معصوم نسبت میدهد قوی میدانید اما این روایت که بارها در کتب شیعه مانند آن آمده ضعیف است !!!!
 
 
ان روايت را در جاي خودش بررسي خواهيم كرد خلط تاپيك نفرمائيد لطفا

نقل قول:
 
 

گویا نظر شیخ طوسی مخالف رای شماست که او ایشان را ثقه دانسته ؟؟!!
رجال‏الشيخ‏الطوسي ص : 387
5699- 4- سهل بن زياد الآدمي
يكنى أبا سعيد، ثقة، رازي.
 
 
بحث در سهل زياد است و تقريبا ميتوان گفت سهل يكي از مشكلات فقهي رجالي بين علماست !
گمان نكنم در اين خلاصه بتوانم تفصيل آن مطلب را بياورم ولي در اينجا به اين نكته اكتفاءميكنم
كه بزرگاني چون خوئي و متاخرين از مدرسه نجف ، سهل بن زياد را ضعيف ميدانند
چرا كه نجاشي كه بزرگترين رجالي قدما ست و كتابش مهمترين كتاب در رجال است، ميگويد:
سهل بن زياد أبو سعيد الآدمي الرازي ، كان ضعيفا في
الحديث ، غير معتمد عليه فيه

نقل قول:
 
 
تازه این روایت در ((کافی )) آمده و کسانی که احادیث کتب اربعه را مطلقا صحیح میدانند نباید اعتراض کنند ....البته همین روایت دوباره در کتاب بحار هم به نقل از کافی آمده است ...
 
 
بله اينها عموما اخباري هستند.. شما كه با اخباريون مشكل داشتيد!

نقل قول:
 
 
ثانیا بر فرض اگر از نظر بعضی ها راوی ضعیف باشد نمیتوان گفت که روایت صد در صد مخدوش است بلکه از آنجا که مششابه آن آمده است باید اعتماد کرد
 
 
اصل در حجيت ، عدم حجيت است واگر روايت ضعيف شد ، حجت نيست ونميتوان به آن تمسك كرد!
و اين قاعده اي است كه تمام فقهاي شيعه و سنت برآن متفقند حال اگر مخالفت عده اي چون جناب امير آقا به اجماع علماء ضربه ميزند يا نه ، حرف ديگري است
نقل قول:
 
 
ثالثا چطور به خود اجازه مدهید کهه بهشتی و جهنمی بودن کسی را تعیین کنید؟؟...آیا این مخالف نص صریح قرآن نیست (اهم یقسمون رحمة ربک ..آیا آننان رحمت پروردگارت را قسمت میکنند ؟؟؟!!)
 
 
چرا نبايد اجازه داد وقتي خود خداوند گفته آنها جهنمي هستند؟
ومن لم يحكم بما انزل الله فاولئك هم .. چي؟!! گمان كنم الكافرون

 
امیر:
جناب ساربان اول میگفتید حدیث در کتب شیعه نیست ...دیدیم در معروفترین کتاب شیعه (کافی ) بود ...بعد گفتید راوی ضعیف است ....دیدیم که طوسی وی را ثقه دانسته و شما هم بعدا اعتراف کردید که در او اختلاف است ....!!!!
میدونی چیه ....یاد این آیه میافتم
(( انک لا تهدی من احببت و الکن الله یهدی من یشاء ...))
 
ساربان:
دروغگو!
گفتم من! در كتب شيعه پيدا نكردم!
نقل قول:
 
 
به هر حال من روايت عثمان را پيدا نكردم ولي روايت سعد مشهور است!
ضمن اينكه عليكم بالمتون لا بالحواشي
 
 

در اصل توسط sareban نوشته شده است

نقل قول:
 
 
بعد گفتید راوی ضعیف است ....دیدیم که طوسی وی را ثقه دانسته و شما هم بعدا اعتراف کردید که در او اختلاف است ....!!!!
 
 

در اصل توسط امير نوشته شده است

يك بار ديگر مقاله را بخوان!
اي واي!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
نقل قول:
 
 
بحث در سهل زياد است و تقريبا ميتوان گفت سهل يكي از مشكلات فقهي رجالي بين علماست !
گمان نكنم در اين خلاصه بتوانم تفصيل آن مطلب را بياورم ولي در اينجا به اين نكته اكتفاءميكنم
كه بزرگاني چون خوئي و متاخرين از مدرسه نجف ، سهل بن زياد را ضعيف ميدانند
چرا كه نجاشي كه بزرگترين رجالي قدما ست و كتابش مهمترين كتاب در رجال است، ميگويد:
سهل بن زياد أبو سعيد الآدمي الرازي ، كان ضعيفا في
الحديث ، غير معتمد عليه فيه
 
 

در اصل توسط sareban نوشته شده است

 
امیر:
راستی شما با مطهری مشکل دارید ؟؟!!!!این برای من واقعا سوال است ؟؟!!!
یکبار میگویند اشتباه کرده (منظورم شما نیستید ) یکبار در حدیث شناسی وی شک میکنید (اینجا منظورم شمایید )؟!!خیلی برایم
عجیبه ؟؟؟!!!!
 
 
ساربان:
جان من اصلا فهميديد من چه گفته ام؟
پ.ن)من با حرف باطل مشكل دارم نه باشهيد مطهري!
2) مطهري هم خداي من نيست كه هرچه گفت، بپذيرم!
 
 
 
امیر:
در حالی که امام با قاطعیت گفت آثار او(( بی استثنا)) مفید است و این ((بی استثنا)) را برای هیچ کس نگفته !!!!!
 
نقل قول:
 
 
من با حرف باطل مشكل دارم نه باشهيد مطهري!
 
 
غیر مستقیم بگویید که حرف باطل زده ؟؟!!!حالا فهمیدم چرا امام گفت به(( دانشجویان و طبقه رو شنفکر)) توصیه میکنم و چرا نگفت به ((حوزویان)) توصیه میکنم کتاب هاش رو نذارن فراموش بشه
 
 
ساربان:
بي سواد امام فرموده: آثار او مفيداست نه اينكه همه حرفهاي او صحيح است !
دروغ نگوئيد لطفا و كمي هم از نسبتهاي دروغ خود شرم كنيد !
 
نقل قول:
 
 
غیر مستقیم بگویید که حرف باطل زده ؟؟!!!حالا فهمیدم چرا امام گفت به(( دانشجویان و طبقه رو شنفکر)) توصیه میکنم و چرا نگفت به ((حوزویان)) توصیه میکنم کتاب هاش رو نذارن فراموش بشه
 
 

در اصل توسط امیر نوشته شده است

چنانكه گفتم اگر منظورش اين بوده كه هيچ كس را نميتوان جهنمي خواند ، اين حرف خلاف نص قران است كه مثلا فرعون را جهنمي دانسته!
 
 
امیر:
من کی دروغ گفتم ؟؟؟!!چرا تهمت میزنید ؟؟!!چرا فهش میدهید ؟؟!!من جمله امام را آوردم ...فیلمش را هم میتوانید از تلوزیون ببینید (اگر ندیده اید ؟)
کمتر از هزار بار گفتم که مقاله را بخوانید ؟؟!! استاد گفته کسانی که اولیای دین آنها را تعیین میکنند مجاز هستیم ...فرعون را قرآن خبر داده ......اما آنچه در اخبار نیامده من و تو نمیتوایم ...واضح است ......علتش هم اینست که پیامبر دستور داده تعیین نکنیم
والسلام
 
 
 
صبح:
پرویز جان ، قرآن را که قبول دارید ؟ اگر قبول دارید لطفا بیان نمائید که با مائید ؟ یا آقا خرسه ؟ زرقاوی مؤمن کشت یا نکشت ؟ زرقاوی ظلم کرد یا نکرد ؟ پاسخ اینها بود و نبود عرق شما نسبت به زرقاوی را نشان می دهد


جزء 5 سوره النساء آيه 93
وَمَن يَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُّتَعَمِّدًا فَجَزَآؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِيهَا وَغَضِبَ اللّهُ عَلَيْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِيمًا
و هر كس‏، فرد باايمانى را از روى عمد به قتل برساند، مجازاتِ او دوزخ است‏؛ در حالى كه جاودانه در آن مى‏ماند؛ و خداوند بر او غضب مى‏كند؛ و او را از رحمتش دور مى‏سازد؛ و عذاب عظيمى براى او آماده ساخته است‏.

_______________________________-

جزء 4 سوره آل عمران آيه 162
أَفَمَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَ اللّهِ كَمَن بَاء بِسَخْطٍ مِّنَ اللّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ
آيا كسى كه از رضاى خدا پيروى كرده‏، همانند كسى است كه به خشم و غضب خدا بازگشته‏؟! و جايگاه او جهنم‏، و پايان كار او بسيار بد است‏.

__________________________________


إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَظَلَمُواْ لَمْ يَكُنِ اللّهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ وَلاَ لِيَهْدِيَهُمْ طَرِيقاً «168» إِلاَّ طَرِيقَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا وَكَانَ ذَلِكَ عَلَى اللّهِ يَسِيرًا «169»

كسانى كه كافر شدند، و [به خود و ديگران‏] ستم كردند، هرگز خدا آنها را نخواهد بخشيد، و آنان را به هيچ راهى هدايت نخواهد كرد، «168» مگر به راه دوزخ‏! كه جاودانه در آن خواهند ماند؛ و اين كار براى خدا آسان است‏! «169»

____________________________________

جزء 6 سوره المائدة آيه 32
مِنْ أَجْلِ ذَلِكَ كَتَبْنَا عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنَّهُ مَن قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا وَلَقَدْ جَاء تْهُمْ رُسُلُنَا بِالبَيِّنَاتِ ثُمَّ إِنَّ كَثِيرًا مِّنْهُم بَعْدَ ذَلِكَ فِي الأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ
به همين جهت‏، بر بنى اسرائيل مقرّر داشتيم كه هر كس‏، انسانى را بدون ارتكاب قتل يا فساد در روى زمين بكشد، چنان است كه گويى همه انسانها را كشته‏؛ و هر كس‏، انسانى را از مرگ رهايى بخشد، چنان است كه گويى همه مردم را زنده كرده است‏. و رسولان ما، دلايل روشن براى بنى اسرائيل آوردند، اما بسيارى از آنها، پس از آن در روى زمين‏، تعدّى و اسراف كردند.
 
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم تیر 1385ساعت 21:23  توسط   |