فلاني:
مطلعين عزيز از تاريخ اسلام ميخواستم بدانم حكم كسي كه به پيامبر اسلام توهين كند چيست و اصولا چه شرايط و ضوابطي براي وقوع موضوع و اجراي حكم مربوط به آن ذكر شده است.
مثلا اگر طرف عذرخواهي كند يا حرفش را پس بگيرد جريان چگونه ميشود؟
نكته مهمي هم كه ميخواستم بدانم منشاء اين احكام (قرآن - سنت - ...؟) با تاريخ مربوطه است. يعني در چه زماني اين قضيه وارد شريعت شده است و علتهايي كه براي آن ميشناسيد يا به ذهنتان ميرسد بفرماييد.
درباره تفاوت احكام (از لحاظ منشا، تاريخ، مذهب و ...) ميان مثلا پيامبر و امامان شيعه هم اگر مطلبي هست توضيح دهيد.
موج نو:
واجب بودن قتل ساب النبي
يكي از جرائم خاص در حقوق اسلام سب النبي است. سب عبارت است از دشنام دادن و به كار بردن الفاظ ركيك. اگر سب در مورد پيامبر اسلام يا يكي از ائمه شيعه باشد« سابّ » ( سب كننده ) اعدام مي شود.
قانون مجازات اسلامي اين حكم را در ماده ۵۱۳ مورد اشاره قرار داده است:
ماده 513 - هركس به مقدسات اسلام و يا هر يك از انبياء عظام يا ائمه طاهرين ( ع ) يا حضرت صديقه طاهره ( س ) اهانت نمايد اگر مشمول حكم ساب النبي باشداعدام مي شود و در غير اين صورت به حبس از يك تا پنج سال محكوم خواهد شد .
اما سوال آنست كه چه كسي مي تواند ساب النبي را اعدام مي كند؟ به سراغ كتب فقهي مي رويم:
من سب النبي ـ العياذ بالله ـ وجب علي سامعه قتله ...( تحرير الوسيله ، جلد دوم، فروع قذف)
هر كس پيامبر را سب كند واجب است بر شنونده آن قتل او.
و ساب النبي او احد الائمة عليهم السلام يقتل و لو من غير اذن الامام ...( لمعة دمشقية ، كتاب حدود ، قذف)
ساب النبي ... كشته مي شود ولو بدون اذن حاكم ( نيازي به حكم محكمه نيست)
يقتل من سب النبي ...و يحل لكل سامع قتله ...( تبصرة المتعلمين ، علامه حلي ، قذف)
كسي كه پيامبر را سب كند قتلش بر هر شنونده اي حلال است.
در سطور فوق يك قتل بدون محاكمه ديگر مشاهده مي شود . اگر كسي به پيامبر يا امامان بي احترامي كند قتل او بر شنونده واجب است. و نيازي به تشكيل محكمه و رسيدگي قضايي نيست.
موج نو
_________________
فلاني:
خیلی ممنون. اطلاعات دقیقتر و کاملتر هم میخوام برای سوالهایی که هنوز بهشون جواب داده نشده. انشالا جناب حلقه تشریف میارن
میخوام ببینم کی و چطور این احکام بوجود اومدن!
بین مسلمان و غیرمسلمان آیا تفاوتی هست؟
در قلمرو حکومت اسلامی یا خارج اون فرقی نمیکنه؟
شرایط زمان و مکان؟
بعدش مثلا اهل سنت که امامان رو جزو این قضیه نمیدونن حتما! پس حکمشون چطور میشه در ارتباط با حکم نسبت به پیامبر!
حلقه جان فقط میدونی که چطور توضیح بدی؟! خواهشا نپیچون! طول و دارز خیلی و اونقدر اسم عربی و فلان و بهمان نمیخوام که نتونم بخونم! (مثل تاپیک یک تیر و چند نشانت که هیچوقت وقت نکردم بخونم!) اصطلاحات فقهی و شرعی رو هم اگر پیچیدس سعی کن با مجموعه لغات و اصطلاحات عمومی مطابقت بدی یا توضیح مختصر خلاصه
حلقه:
اقا فعلا اين خلاصه را(بسبب ويروسي شدن شديد ودر نتيجه در دسترس نبودن منابع ) از من قبول كن تا خدا زيادش كنه ان شا الله
ببينيد :
قران اين را ميگويد كه ، قوانيني كه خدا گذاشته نفعش به جيب او نمي رود واگر ظلمي كنيد در واقع به خود ظلم كرده ايد " و ما ظلمونا ولكن كانوا انفسهم يظلمون" اگر شما كافر شويد ، هم به خودتان وجهان هستي كه به هيچ وجه با كفر سنخيتي ندارد ،ظلم كرده ايد وهم به آيندگان بشر ونسلهاي بعد از خود خيانت نموده ايد..
پس ، توهين كننده در عالم تكوين اولا به خود ظلم كرده ودر ثاني به نسلهاي آينده خود ظلم نموده چرا كه خانه كژي بنا كرده و احتمال ويراني هر لحظه اي آن و نابود شدن آن نسل وجود دارد و ثالثا به اجتماع خود ظلم نموده ، چرا كه با اظهار كفر بوسيله توهين به رموز ديني ، در واقع حق يك زندگي الهي را از ديگران گرفته ويا حد اقل اين كار را براي آنها سخت كرده!
حال اگر بحث ، تنها يك امر شخصي باشد وهيچ بازتاب اجتماعي نداشته باشد ، گرچه اين امر ظلم به خود توست ، ولي پروردگار عالم ميفرمايد: اگر بازگردي مشكلي نيست: "التائب من الذنب كمن لا ذنب له" كسي كه از گناهي توبه كند همچون كسي است كه گناهي نكرده ، مي فرمايد: "ان الله كان عفوا غفورا " و "عفوا قديرا" ووو
اما اگر در اجتماع اين عمل صورت گيرد ، در اين صورت ،
گاه با برخوردهاي خاص الهي اين مشكل حل ميشود كه
اين نوع برخورد در زمانه پيامبر واهل بيت (ع) كم نبوده !
چند نمونه :
1) برخورد پيامبر (ص) با قريش مكه ، آنهايي كه بيشترين عداوت را با پيامبر داشتند و غير از فحش و دشنام ، علنا دست به ترور فيزيكي او زده بودند.. حضرت پس از فتح مكه در خطاب به همان دشنام دهندگان ديروز فرمودند : گمان ميكنيد من چه برخوردي با شما خواهم داشت؟ گفتند: تو كريم بوده اي و پسر كريم وسپس حضرت فرمودند: برويد و انتم الطلقاء ، كه شما آزاد شدگانيد....
اين عمل و اعمال مشابه از پيامبر (ص) باعث شد كه پس از فتح مكه ، مردم از جاي جاي شبه جزيره به اسلام روي آورند ، تا انجا كه پروردگار فرمود : اذا جاء نصر الله والفتح ورايت الناس يدخلون في دين الله افواجا..
2) برخورد علي(ع) با اهل جمل پس از اتمام جنگ .. علي (ع) به عايشه و ديگر ناكثين كه كار را از توهين به او فراتر بردند و بر روي حضرت شمشير كشيدند ، فرمود : ديگر دنبال فتنه نرويد كه من شما را بخشيدم..
و مولا علي(ع) فرمود : هر كسي كه از روي ناداني تو را بخشم در آورد ، او را با حلم وبردباري زيباي خويش خشمگين گردان و فرمود اگر خرد زياد شود ، بردباري افزون ميگردد واساسا در روايات فراواني امده كه اساس رياست بردباري و حلم است وفرموده اند كه علم ثمري نخواهد داشت مگر با حلم و نيز فرمودند : نيل به اهداف عالي تربيت درگرو بردباري است وپيامبر در حديثي فرمودند :خداوند مرا پايگاهي براي بردباري قرار داد
3) امام مجتبي((ع) در برابر مرد شامي كه پس از توهينها و دشنامهاي بي حد وحصر او ، امام فرمودند: اي پيرمرد ! گمان ميكنم ، تو غريب باشي ، شايد اشتباه گرفته اي !. اگر ازما به تو صدمه اي رسيده است از تو رضايت مي جوييم واگر ازما چيزي درخواست كني به تو ميدهيم واگر راه را گم كرده اي تو را به مقصد ميرسانيم واگر مركب نداري ، مركب در اختيار تو ميگذاريم ، اگر گرسنه اي ، تو را سير ميكنيم واگر برهنه اي ، به تو لباس ميدهيم ، اگر محتاج وفقيري ، ما تو را بي نياز ميكنيم و اگر آواره اي به تو پناه ميدهيم كه آن مرد پس از شنيدن اين سخنان گريست وگفت: شما و پدرت ، مبغوضترين خلق خدا نزد من بوديد واكنون محبوبترين هستيد و همچنين داستان حضرت با مروان بن حكم ، بزرگ نواصب و گفته مروان در تشييع حضرت هنگامي كه گفت: اري با او بد بودم ولي با كسي كه حلم و بردباريش به عظمت كوه بود!
از اين گونه احاديث در كلام و تاريخ ما بوفور و متواتر يافت ميشود وانقدر زياد است كه انكار آن ، نشدني است! كه فعلا در اين خلاصه به همين يك مورد اكتفا ميكنم!
اما در شرايط فعلي جهان كه ما در عصر غيبت بسر ميبريم و جهان اينچنين ابري است وپوشيده و رسيدن به حقيقت مشكل وسخت ، چه بايد كرد؟
ائمه عليهم السلام از قبل ، در روايات خود اين زمان را پيش بيني كرده اند وبراي ساخت جامعه اي كه بتواند نيازهاي معنوي وديني آيندگان ر ا در فضايي سالم فراهم كند ، خواهان اين شده اند كه از توهين به رموز ديني ومقدسات براحتي نگذريم ،چرا كه تا زماني كه اين رموز ، قدسيت خود را داشته باشند ، واكنش فطري بشر دين خواهد بود ، اما اگر آنها را با دروغ و تدليس واقعيات ، بنحوي كوبيدند و چهره آنها را چنان مشبوه نمودند كه ديگر ، آيندگان نتوانند در فضايي بي طرف ، به قضاوت بنشينند و براي احياي دين خود كاري كنند ، قطعا اين روش مورد تاييد دين نخواهد بود وبراي اين درد ، بايد چار ه اي انديشيد ، تا ظلم به خود (توهين به مقدسات) باعث وموجب ظلم به ديگران (ساخت فضائي غير ديني) نباشد و هيچگونه تساهل در اين امر مورد ، قابل بخشش نخواهد بود ، چرا كه تساهل در زماني است كه مورد ، موردي شخصي وفردي باشد نه عمومي و اجتماعي ولي به هيچ وجه نميتوان گفت ميتوان در حقوق ديگران متساهل بود و مثلا به بهانه تسامح حكم قصاص و زندان را هم برداشت و هر باغ وحشي كه دوست داريد ايجاد كنيد!
اگر آخوندي نوشتم
تو ببخش 
با تشكر.
حلقه:
خیلی ممنون. اطلاعات دقیقتر و کاملتر هم میخوام برای سوالهایی که هنوز بهشون جواب داده نشده. انشالا جناب حلقه تشریف میارن
میخوام ببینم کی و چطور این احکام بوجود اومدن! بین مسلمان و غیرمسلمان آیا تفاوتی هست؟ در قلمرو حکومت اسلامی یا خارج اون فرقی نمیکنه؟ شرایط زمان و مکان؟ بعدش مثلا اهل سنت که امامان رو جزو این قضیه نمیدونن حتما! پس حکمشون چطور میشه در ارتباط با حکم نسبت به پیامبر! |
اگر اهانت كردن به پيامبر ، از سوي يك مسلمون باشه وهنوز به اسلام خودش پايبنده ، اين نشون ميده كه او مرتد نشده و در اين بين ، تنها اشتباهي صورت گرفته و با يك مجازات كوچك مثل زندان يا هر چيز شبيه آن هم ، ميتوان حلش كرد ، اما اگر ميخواهد بگويد مرتدم ، حكم اون همون حكم كافره!
اما راجع به قلمرو اين حكم هم خير ، تفاوتي ندارد كه كجا باشد! ولي خوب هنگامي كه آن شخص در قلمرو ديگري باشد ، مثلا قريش مكه در مكه ، عملا اتفاقي نمي افتد
زمان ومكان را هم عرض كردم.. رواياتي كه در ساب النبي( فحش دهنده به نبي) از زبان اهل بيت(ع) وارد شده ، نميتواند تنها ناظر به زمان خود آنها باشد ، چرا كه خود آنها فرموده اند : حلال محمد حلال الي يوم القيامه وحرامه حرام الي يوم القيامه... بله البته ، يك شبهه اي دراينجا هست كه ميگويند : كشتن همراه با عرض ومال از محرمات اساسي شرع است واگر بسبب زمان ومكان شبهه اي ، حاصل شود ، ديگر بنص خود آن روايات ، نميتوان كسي را كشت. جواب اين حرف هم اين است كه اين سخن در جايي است كه روايات شرعي ، اطلاق لفظي وقانوني نداشته باشند اما اگر شارع در جائي خود به قصاص حكم فرموده ، ديگر نميتوان گفت به هر بهانه واهيي ، شك ايجاد ميشود و اين حكم را هم بايد برداشت.. خير
اما راجع به اهل سنت هم پرسيده بوديد.. عرض ميكنم كه اين حكم اجماعي است و تفاوتي ميان اهل سنت وتشيع وجود ندارد.. گرچه بدست آوردن اين حكم از فقه اهل تسنن بسبب ايراداتي كه بر آن فقه وارد است ، بسيار كار مشكل تري مينمايد!
اما شرايط هم چند چيز است:
عقل و قدرت و اختيار و بلوغ و در ميان جمع بودن اين عمل( قدر متيقن دليل) و اجراي آن نيز منوط به نداشتن ضرر به خودتان و دين است( قاعده افسد و فاسد) و نيز اگر ارتداد باشد ، علم به منافات آن كار ، با دين و علم به حكم و البته نبود شبهه در عمل انجام شده!
_________________
فلاني :
| نقل قول: |
| حلال محمد حلال الي يوم القيامه وحرامه حرام الي يوم القيامه |
با اين مشكلي نيست. اما مثلا من با عقل و وجدان خودم پي ميبرم كه فلان حكم غلط است و با آنچه بنيان و اساس و هدف دين ميدانم منافات دارد پس نتيجه خواهم گرفت كه حكم يا جعلي بوده يا زمان و شرايطش گذري شده و درجه اعتبار لازم را براي عمل امروزم ندارد - كساني هم كه آنرا زنده نگه ميدارند شايد بنوعي دروغ ميگويند!! شايد هم ببينم كه دارند از آن حكم سوءاستفاده ميكنند و ضرر سوءاستفاده آنان بالاتر از آن خطر توهين به مقدسات است! دراينصورت چه بايد بكنم؟
درپايان:
گفتارتان بسيار زيبا بود (بخصوص روايات!) و بار ديگر نور اميد بر قلبم تابيد كه اسلام دين الهي بوده و رفتارش با مخالفان و معاندان و اديان ديگر بيش از آن نزديك به بنيادينهاي من است (فرض كنيد فطرت!) كه بتوانم انكارش كنم. ولي من همچنان با آخوند جماعت و حكومت اسلامي مشكلات اساسي دارم چراكه امتياز كلي قانع كننده نيست. شايد تفكراتم در نزد ديگران حاكي از شك شيطاني باشند ولي من اكنون از شناوري خويش خرسندم چراكه دريافتم اينست كه مرا بيش از هرچيز ديگر از پليدي بازميدارد و به باور اولوهيت رهنمون ميشود و اين در راستاي ذات اسلام است مگر اينكه بگوييد ظاهر اسلام همان هدفش است!
حلقه:
|
1)اشتباه نشود من به حكومت فعلي كار نداشته ام بحث من ، صرفا ديني بود! 2) مي فرمائيد باعقل ميفهميم.. ميشود بپرسم : اين عقل شما تا كجا كشش دارد ؟ و آيا از ما وراء دنيا هم خبر دارد يا خير؟.. لازم به ذكر است كه كه گرچه شريعت ما مبتني بر مصلحت ومفسده واقعي است ، ولي اگر قرارباشد كه هر چه عقل آن روز بشر ميفهميده ، ملاك دين باشد ، ديگر نه تا اين زمان چيزي از دين واقعي بدست ما مي رسيد و نه ميراث ما براي ايندگان باقي خواهد ماند! واين معنايش چيزي جز از بين رفتن و محق ونابودي دين نخواهد بود ، همان چيزي كه ائمه(ع) بارها فرمودند كه اگر دين را با راي و قياس بسنجيد(همان كاري كه شما قصد انجامش را داريد) ، چيزي باقي نمي ماند و اولين شخصي كه قياس كرد كسي نبود جز شيطان و فرمودند: مثلا اگر قياس حجت بود ، چه بهتر كه در وضو ، بجاي مسح روي پا ، كف پا را بشوريم كه كثيفتر است و .... و بجاي تطهير با آب ، اسپري استفاده كنيم كه مدرنتر است! شما دنيائي را فرض كنيد كه همه معما هاي آن برايش حل شده باشد ، آيا چنين دنيائي پيشرفتي خواهد داشت؟ حال اگر فرض كنيم كه پار ه اي از اين چيستانها ، از عالمي خارج است و اين انسان است كه بايد رازهاي آن را بگشايد ، آيا طوري ميشود ؟! پس چگونه ميگوئيد ، چون عقل شما آن را نميفهد ويا نفهميده ، پس رهايش سازيم؟ اين چيست؟! دينداري يا راسيواناليسم افراطي؟! اين دقيقا چيزي است ، كه حتي خود غربي ها هم نميگويند چه رسد به يك عاشق عرفاني چون شما.. اساسا عرفان ، يعني تحير و اين مكتب با عقلانيتي حتي متوسط ، فاصله اي عظيم دارد ، چه رسد با آن چيزي كه شما سعي در پياده كردنش دراينجا را داريد!! اينها ، همه نشان از پارادوكسهاي فكري شما دارد! خوش باشيد 
فلاني:
| لازم به ذكر است كه كه گرچه شريعت ما مبتني بر مصلحت ومفسده واقعي است ، ولي اگر قرارباشد كه هر چه عقل آن روز بشر ميفهميده ، ملاك دين باشد ، ديگر نه تا اين زمان چيزي از دين واقعي بدست ما مي رسيد و نه ميراث ما براي ايندگان باقي خواهد ماند! |
مستندات كه باقي مي ماند!! البته همين كه اين مستندات سالم هستند يا نه مگر با عقل و قواعد منطق سنجيده نميشوند؟ خب قضيه همين است. مگر در زمان پيامبر جديد مردم چگونه به او ايمان مياورند؟ كافران! مشركان! پيروان اديان بقول شما جعلي و اديان ديگر كه بقول شما تحريف هم شده اند! اينجا خود انسان تصميم ميگيرد و تمام وجودش پاسخ نهاييش را نسبت به آن دعوت تايين خواهد كرد. درست است يا نه؟ در دين ملاك و معياري بشري كه مطلق باشد اصولا نيست. همه چيز شناور است و عرفان را طوري كه من شناختم و شايد شناخت شما با شناخت من يكسان نباشد چيز ديگريست. عرفان رجعت به همان وجود است و گريز از گرفتار شدن در دام فريبهاي پيچيده اي كه پرداختن به دين صرف و فراموشي آنچه ما را بدان رهنمون شد، ببار مياورد.
ضمن تشكر از زحمت شما براي تاليف مطالب. فرضيه اي داشتم كه ميخواستم ببينم در پاسخ آن پرسشها نشانه اي دال بر صحت آن پيدا ميكنم يا نه.
حلقه:
عقل ، دفاع را چيز بدي نمي بيند ؛ خصوصا هنگامي كه دين را مهمترين سرمايه بشر بداند!
فلاني:
مهمترین سرمایه بشر حقیقتجوییست.
حلقه:
حقيقت جوئي ، اصيل نيست بلكه ريشه در كمال طلبي فطري انسان دارد وهمين كمال طلبي است كه ميگويد: بايد به بي انتها وصل شد... |
+
نوشته شده در دوشنبه هفتم فروردین 1385ساعت 19:50 توسط
|