بنام خداوند بخشاينده مهربان
باسلام بر حق جويان
اعتقاد به عصمت در میان برخی از مسلمانان ریشه بسیاری از اختلافات
وانحرافات فکری وعملی را بوجود آورده است .برخی انبیاء را معصوم می
دانند وبرخی نیز پیامبر اسلام وگروهی از خانواده ایشان را که مجموعا چهارده معصوم مینامند که اینها مبری از گناه هستند
وتوانائی انجام گناه را ندارند پس اطاعت از آنان واجب است !!حال باید ب
ببینیم این عقیده از نظر عقل وکتاب خدا چگونه می باشد! انسان ذاتا
موجودی مختار آفریده شده وافعالی از او سر می زند که می تواند گناه
ویا ثواب باشد.اگر انسانی توانائی انجام گناه نداشته باشد جزا
وپاداشی در انتظار او نخواهد بود.وانسانی که ذاتا معصوم است با
اشیائی که آنها نیز ذاتا معصوم هستند وتوانائی انجام گناه ندارند فرقی
ندارند!...مسلما تمام مسلمانان حضرت رسول اکرم

را برترین آفریده
ی خدا می دانند اگر خدا به پیامبر عصمتی را که شیعیان ادعای آن را
می کنند اعطا نکرده باشد پس منطقا می توان گفت که ائمه نیز معصوم
نیستند!
اثبات معصوم نبودن پیامبر اسلام :
لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه یعنی بدرستی که رسول خدا الگوئی نیکو برای شماست.
بارزترین ویژ گی یک اسوه چیست؟! یکسان بودن شرایط مهمترین شرط
است . همانطور که ما نمی توانیم نابینائی را در نگاه نکردن به نا محرم
الگوی خود قرار دهیم وبگوییم چون این نا بینا به نامحرم نگاه نمی کند
پس من هم نگاه نمی کنم !نابینا نمی تواند به نامحرم نگاه کند چه بسا
اگر بینا بود نگاه می کرد! پس پیامبر ما منطقا نمی تواند معصوم باشد
چرا که در عین حال باید الگوی ما باشد!
اما آیات قرآنی که نشان دهنده معصوم نبودن پیامبر می باشد: ۱-سوره مبارکه عبس:عبس وتولی .ان جاءه
الاعمی .وما یدریک لعله یزکی .او یذکر فتنفعه الذکری..
عبوس شد ورویش را بر گردانید هنگامی که نابینائی بر او وارد شد از
کجا می دانست شاید(آن نابینا) می خواست تز کیه شود...
این آیات در مورد کیست؟!چه کسی رویش را بر گردانده؟ هیچکس جز
پیامبر !داستان از این قرار است که پیامبر در مسجد نشسته بود وبرای
مسلمین سخن می گفت ناگهان نابینائی وارد مسجد شد وبا سر وصدا
سراغ پیامبر را می گیرد پیامبر از سر وصدای بیمورد آن مرد ناراحت می
شود وچهره در هم می کشد ورویش را بر می گرداند. خداوند این رفتار
رسول را به او تذکر می دهد.
2_سوره نصر:اذا جاء نصر الله والفتح .ورایت الناس یدخلون فی دین الله افواجا .فسبح بحمد ربک واستغفره انه کان توابا
این آیات را مسلما بسیار دیده وخوانده اید به راستی خدا در این آیات چه
کسی را مخاطب قرار داده؟ از چه کسی می خواهد که استغفار کند ؟از
پیامبر؟!!! اگر پیامبر معصوم است دیگر استغفار چرا؟ ای پیامبر توبه کن
خداوند تواب است!
مگر پیامبر چه کرده ؟!قبل از فتح مکه پیامبر هر از چند گاهی از ستم وآزار مشرکین اندوهگین
می شد وخدا ایشان را ازاین کار منع می کرد وحال پس از فتح مکه
توسط رسول الله خداوند آن روزها را به یاد حضرت می آورد واز ایشان
می خواهد که استغفار کند.
3_سوره فتح:انا فتحنا لک فتحا مبینا .لیغفر لک الله ما تقدم من ذنبک وما تاخر ویتم نعمته علیک ویهدیک صراطا مستقیما .وینصرک الله نصرا عزیزا
حقا که ما فتح نمایانی برای تو پیش آوردیم.تا خدا گناه متقدم ومتاخر ترا
بیامرزد ونعمتش را بر تو تمام گرداند وتورا براه راست هدایت کند . وخدا
تورا نصرت دهد نصرتی ارجمند.
4_سوره محمد آیه 19 :فاعلم انه لا اله الا الله واستغفر لذنبک وللمومنین والمومنات والله یعلم متقلبکم ومثواکم
پس بدانکه نیست معبودئی جز الله وبرای گناه خود آمرزش بخواه وبرای
مومنین ومومنات طلب آمرزش کن وخدا می داند جای رفتن وجای ماندنتان را.
5_ سوره تحریم:یا ایها النبی لم تحرم ما احل الله لک تبتغی مرضات ازواجک والله غفور رحیم
ای پیامبر چرا حرام می کنی آنچه خدا برای تو حلال کرده است
خشنودی زنانت را می جوئی وخدا آمرزنده رحیم است.
پس می بینیم که از سوی رسول گرامی اسلام
خطا هائی سرزده که
خداوند بوسیله وحی پیامبر را از آنها آگاه نموده حال اگر از سوی ائمه
خطای سهوی رخ داده باشد چگونه آنها می توانستند مطلع شده واصلاح
کنند چون به آنها که وحی نمی شده !!!
البته برخی معتقدند که پیامبر مادرزاد معصوم وهدایت شده بدنیا آمده !!!
درصورتیکه خداوند در سوره ضحی این فریضیه را رد نموده ومی فرماید:
آیا یتیمت نیافت وماوایت داد. وگمراهت یافت
وهدایتت کرد.. گرچه متعصبین وقتی به این آیه می رسند
اینگونه تفسیر می کنند که منظور از ضالا فهدی یعنی اینکه پیامبر در
کودکی در کوچه های مکه گم شده بود وخدا خانه را به او نشان داده!!!
گرچه این استدلال بسیار کودکانه وخنده دار است زیرا که هر کودکی
ممکن است در بچگی گم شود واین مسئله چندان مهم نبوده که خداوند
بر سر پیامبر خود منت گذارد ودر قرآن بیان کند!!!!ولی اگر ضالا را گم
شدن در کودکی بگیریم آن وقت است که باید در ترجمه آیه
سوره حمد بگویم :ولا الضالین یعنی خدایا ما را از کسانیکه در کودکی در
کوچه ها گم شده اند قرار نده!!!!
چند نکته مهم باید در اینجا مورد توجه قرار گیرد. مجموعه مطالب فوق
الذکر به هیچ عنوان مخدوش کننده ضرورت پیروی از سنت پیامبر
نیست.بلکه بر عکس تایید کننده این امراست که سنت نبوی توسط
خداوند متعال تایید ودر صورت لزوم تصحیح گردیده استوبنابراین قطعی
ولازم الاجراء است.هیچکس نمی تواند ادعا کند که این امر به این معنی
است که پیامبر عمدا حکمی بر خلاف حکم خداوند صادر فرمودند
بلکه پیامبر اکرم دقیقا در جهت اجرای فرمان الهی مبنی بر قضاوت وحکم
کردن برمبنای احکام الهی از احکام موجود وفعلی استفاده نموده حکمی
صادر فرمودند اما ندرتا اجتهاد ایشان مورد تایید الهی قرار نگرفته است
پس حرجی هم برایشان نیست .به این ترتیب نه خدشه ای برساحت
وحرمت پیامبر اکرم

وارد می آید ونه با غلو وافراط در مقام شامخ
نبوت نسبتی به ایشان داده می شود که مورد تایید قرآن کریم
نباشد.
در اینجا ممکن است سئوال شود چرا خداوند متعال فردی معصوم وعاری
از اشتباه را برای الگو واسوه بودن نفرستاده تا حتی همین موارد معدود
اشتباه در اجتهاد نیز وجود نداشته باشد.در جواب همانطور که گفته شد
یک الگو ونمونه باید دو شرط مهم واساسی داشته باشد.اول اینکه بین
الگو وافرادی که قرار است از او پیروی کنند سنخیتی وجود داشته باشد.
قرآن کریم در چندین آیه به این نکته ظریف اشاره دارد.مثلا در آیه 94
سوره اسراء میفرماید که کافران اعتراض داشتند چرا خداوند بشری را به
پیامبری مبعوث فرموده !در آیه بعد به این اعتراض پاسخ می دهد که اگر
فرشتگان برروی زمین زندگی می کردند ونیازمند هدایت بودند آنوقت او
برایشان فرشته ای به پیامبری می فرستاد.ولی اکنون که انسانها روی
زمین زندگی می کنند لاجرم پیامبر آنان نیز باید همجنس آنان باشد. به
همین طریق اگر خداوند پیامبری می فرستاد که علیرغم انسان بودن
فطرتا مصون ومبرا از هرنوع
خطا واشتباه بود نه فقط این امر
باعث تقویت احتمال تبعیت از آن پیامبر نمی شد بلکه در این حالت کافران
وفاسقان ادعا می کردند که اگر پیامبرشان فرد صالح ومتقی است بدلیل
اینست که امکان اشتباه ندارد واگر او هم مانند افراد عادی دارای امکان
خطا می بود او هم
خطا می کرد وبه این ترتیب اصل تبعیت والگو بودن آن
پیامبر زیر سئوال می بردند. دوم الگو واسوه بودن صحت اعمال وگفتار
وخدا پسندانه بودن آنهاست که این امر از طریق وحی الهی وافزایش
علم پیامبر(قل رب زدنی علما) محقق می گردد واز آنجائی که فرآیند
صحه گذاری الهی امری مستمر ومداوم بود(فانک باعیننا) تطابق سنت
نبوی با احکام الهی برای همیشه تضمین می گردد.
کسی که امکان گناه وخطا را داشته ولی هرگز در عمرش کوچکترین
گناهی به عمد مرتکب نشده است (مانند پیامبر اسلام) بسیار قابل
تقدیر است بنابراین اعتقاد به معصوم نبودن پیامبر نه فقط توهینی به آن
بزرگوار نیست بلکه اعاده حیثیت وموجب اعتلای آن جناب نیز هست.